از لابهلای سطرها بیرون بیا
از لابهلای درختهای خستهٔ بلوط
با چشمهای وحشی گوزن
بیرون بیا و دست روی پیشانیام بگذار
هرچند لمس پیشانی بیداری از کتابت رؤیاهاست
با این همه
دست روی پیشانیام بگذار
از لابهلای مکتوب شاخ و چشم و بلوط
پیشانی و لمس و رؤیا
و آن سطرهای سپید
که از پس کوچ بزرگ گوزنها
بر جای مانده است