جملات زیبا از متن کتاب حقیقت عاشورا | طاقچه
تصویر جلد کتاب حقیقت عاشورا

کتاب حقیقت عاشورا

از عاشورای حسین (ع) تا تحریفات عاشورا

۴.۵(از ۸ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۳۹۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
از امیرالمؤمنین (ع) نیز روایت کرده‌اند که در دینتان از کسی بپرهیزید که خداوند به او قدرت داده است و او می‌پندارد اطاعت از او، اطاعت از خداست، و نافرمانی از او، نافرمانی در برابر خدا: اِحذَرُوا عَلی دِینِکمْ.... رَجُلاً آتاهُ اللّه‌ُ عَزَّ و جَلَّ سُلْطانا فَزَعَمَ اَنَّ طاعَتَهُ طاعَةُ اللّه‌ِ وَ مَعصِیتَهُ مَعصِیةُ اللّه‌ِ. از این احادیث و مانند آن، اصلی را می‌توان استنباط کرد که من آن را توحید اطاعت می‌نامم و منظور این است که اطاعت مطلق از غیر معصوم، بدین دلیل که از گناه یا اشتباه مصون نیست، جایز نیست. فرمان بردن از هر کسی و هر مقامی، مشروط است به محدوده عقل و دین. عقل، دین درونی است و دین، عقل بیرونی
حسین
۲
نزاع امام حسین (ع) با یزید، نزاع شیعه و سنّی نبود؛ مانند نزاع فلان حاکم شیعی صفوی با فلان حاکم سنّی عثمانی. نزاع دین بود با بازی با دین. نزاع انقلاب بود با ارتجاع، و انتقام ارتجاع بود (ارتجاع قومی) از انقلاب (انقلاب محمّدی). نزاع پیشوایی دینیار بود با حاکمی دینباز. نزاع تسنّن نبوی بود با تسنّن اموی. آن حضرت برای نجات دین و احیای قرآن و سنّت جان داد و در سخنانش جز این نمی‌گفت.
حسین
۰
هیچ خطری برای دین، زیانبارتر از خطرِ این حکومتِ به نام دین نبود. همین نوع حکومتها در جهان اسلام و مسیحیت بودند که موجب شد سرانجام گروهی عطای دین را به لقای دین بخشند، و گروهی هم به این نتیجه برسند که باید حکومت و دین از هم جدا شوند. متفکران سیاسی یک‌شبه به سکولاریسم نرسیدند، بلکه کارنامه حکومتهای به نام دین، آنها را به آنجا رساند که خواهان حکومت فرادینی شوند.
حسین
۰
اگر هم بپذیریم که امام حسین به قصد شهادت قیام کرد، تردیدی نیست که شهادت، مقصد امام بود، نه مقصود. آن حضرت نمی‌خواست که فقط کشته شود، بلکه می‌خواست برای هدفی کشته شود. پس باید بدان هدف عنایت بلیغ کرد؛ هدفی که امام برای آن جان داد.
حسین
۰
از این گذشته، در بحث از اهداف امام حسین باید به سخنان او استناد کرد و بحث ما دقیقا در این باره است که حدیثی معتبر در باره اینکه هدف آن حضرت امر به معروف و نهی از منکر بود، وجود ندارد.
حسین
۰
پیشنهاد سه‌گانه را گروه محدّثان نقل کرده‌اند و شواهدی از تاریخ نیز برای آن وجود دارد. ۵. از پیشنهاد سه‌گانه (بند مربوط به یزید)، سه برداشت می‌توان کرد: یکم. امام می‌خواست بیعت کند، دوم. امام در پی صلح بود، سوم. امام در پی ترک مخاصمه (نه جنگ و نه بیعت و نه صلح) بود. ۶. هر یک از این سه برداشت را که بپذیریم، نتیجه گرفته می‌شود که هیچ تعارضی میان روش امام حسن (ع) و روش امام حسین (ع) وجود نداشت، بلکه تعارض در روش معاویه و یزید بود. زیرا امام حسین نیز نمی‌خواست بجنگد، بلکه جنگ را بر او تحمیل کردند.
حسین
۰
آن حضرت نه فقط دشمن را تحریک نکرد، بلکه موعظه و نصیحت کرد که دست به شمشیر نبرند و خونش را نریزند. حتّی در میان جنگ، هنگامی که شماری از اصحابش به شهادت رسیدند، کوشید که جنگ متوقّف شود و خاندانش کشته نشوند. شاهد اینکه فرمود: اَ ما مُغِیث یغِیثُنا لِوَجهِ اللّه‌ِ؟ اَ ما ذابٌّ یذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّه‌ِ؟» یعنی آیا فریادرسی نیست که برای خدا به فریاد ما رسد؟ آیا مدافعی نیست که از حرم پیامبر خدا دفاع کند؟
حسین
۰
امّا تاریخ صدر اسلام تاریخ مذکر نیست، بلکه تاریخ مذکر- مؤنّث است، و به تعبیر مطهّری «تاریخ مذنّت». در همان قرن اوّل چند زن نقش‌آفرین بودند؛ از جمله خدیجه، فاطمه، عایشه و زینب. تاریخ امام حسین (ع) با قیام مردان آغاز می‌شود و با پیام زنان ادامه می‌یابد. قهرمان اوّل عاشورا امام حسین است و قهرمان دوم آن حضرت زینب
حسین
۰
امام حسین کسی را اغرا و اغوا نکرده بود، بلکه به همراهانش می‌گفت که چه خطری پیش رو دارند. شیخ مفید می‌نویسد: «حسین (ع) دوست نداشت کسانی همراهش باشند مگر اینکه بدانند در چه مسیری گام می‌نهند.» گاه رهبران نهضتها برای بسیج مردم و مرعوب کردن دشمنانشان، رجزخوانی می‌کنند و شعارهایی سر می‌دهند که توخالی است. ولی امام حسین با وجود اینکه سخت نیازمند نیروی انسانی بود، نه احساسات مردم را برانگیخت و نه شعارپراکنی کرد و نه وعده پیروزی داد
حسین
۰
در زیارت سید الشّهدا خطاب به آن حضرت می‌گوییم «کاش من با تو بودم»، نه اینکه «کاش در آن روز بودم.» زیرا معلوم نیست اگر در آن روز بودیم، در کدام صف می‌بودیم. کسانی که در برابر ستم سکوت می‌کنند، ستمدیده را یاری نمی‌رسانند، خوشامد ارباب قدرت را در نظر می‌گیرند، حقیقت را فدای مصلحت می‌کنند، و منافع فردی را بر مصالح جمعی ترجیح می‌دهند، مطمئن باشند که اگر در روز عاشورا بودند، در صف امام حسین (ع) نبودند؛ اگر چه امروزه از شیعیان آتشین آن حضرت باشند.
حسین
۰
راست اینکه ما دو گونه دین داریم: دین خدا و دین مردم. دین خدا آن است که پیامبرش ابلاغ کرده، و دین مردم آن است که ایشان مدّعی آنند. مردم در این دین برساخته خود، متعصّبتر از دین خدا هستند، و گروهی از عالمان نیز به دین مردم بیشتر وابسته‌اند و از مردم بیش از خداوند می‌ترسند. حال اینکه خداوند بارها فرموده است که از مردم نترسید، بلکه از من بترسید؛
حسین
۰
عزاداری، کوتاهی در دینداری را جبران نمی‌کند؛ چنانکه اعتقاد به ولایت، کوتاهی در دیانت را. از امام باقر (ع) روایت کرده‌اند: «هر یک از شما که گنهکار است، ولایت ما برایش فایده‌ای ندارد. وای بر شما! مغرور نشوید. وای بر شما! مغرور نشوید.»
حسین
۰
بخوانید که شیخ حسن بن زین‌الدّین می‌گوید: «اِنَّ الْفِقهَ اَکثرُهُ مِنْ بابِ الظَّنِّ.» فراتر از این، وحید بهبهانی می‌گوید: «اِنَّ الْفِقهَ کلُّهُ ظَنی، لا طَرِیقَ لَنا اِلَی الْیقینِ.» جایی که علم فقه، با این همه تدقیقات که در آن می‌شود، چنین باشد، پس بنگرید که وضع علم تاریخ، با این همه تسامحات که در آن است، چگونه خواهد بود. متأسّفانه هنوز بسیاری نمی‌دانند که تاریخ، علمی ظنّی است و چنان با قاطعیت از گذشته سخن می‌گویند که گویا از حال سخن می‌گویند. در صورتی که حقیقت پیش روی مورّخان نیست، بلکه پشت سرشان است.
حسین
۰