اینکه اگر لوسی از سر این جامعه زیادی بود، برای هر جامعهٔ دیگری نیز همینطور بود و به جایی رسیده بود که مراودهٔ شخصی میتوانست بهتنهایی راضیاش کند. لوسی یاغی بود، اما نه از آن سنخی که سسیل بتواند درک کند... یاغیای که بهجای مکانی بزرگتر برای سکنا، خواستار برابری با مردی بود که به او عشق میورزید. چون ایتالیا ارزشمندترین داشته را به او ارزانی میکرد، روح خودش را.