ابتدا و در مرحله اول، دو نفر باید یک جوری با هم آشنا شوند و یک حسی حداقل در یکی از آنها و یا خیلی خوشبینانه در هر دو طرف ایجاد شود. خب مرحله اول در این داستان وجود دارد. دیدمش یعنی باید می دیدمش که عاشقش می شدم و البته اگر عاشقش شده باشم. یعنی اگر چیزی به نام عشق وجود داشته باشد و اگر وجود داشته باشد، باز هم اگر من خوب فهمیده باشمش و اگر حتی خوب فهمیده باشمش درگیر الگوی های ذهنی ناخودآگاه خودم نشده باشم. اگر هیچکدام از این اگر ها نباشد، فکر کنم همان بار اولی که دیدمش عاشقش شدم.