من هم، تقریباً با همان نظام فکری جورجیو بزرگ شده بودم و فکر میکردم که دوست داشتن "دشمن خود" یکی از اصول مهم معنوی است، بنابراین برایم مشکل بود تصور کنم که فردی با گرایشهای معنوی بتواند با حالت تهاجمی در مقابل کسی که میخواهد از او سوءاستفاده کند، از حق خود دفاع کند. برای اینکه بتوانم به نوعی تصمیم جورجیو را به خودم مربوط بدانم، به اصول استاد الهی مراجعه کردم و متوجه شدم که ترسو و سستعنصر بودن فضیلت به شمار نمیرود و دفاع از حقوق فردی، ارزش معنوی هم دارد-