جملات زیبا از متن کتاب سقوط پنج | طاقچه
تصویر جلد کتاب سقوط پنجsubscriptionAvailable

کتاب سقوط پنج

میراث لورین (جلد چهارم)

۴.۰(از ۴ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر افق

قیمت:

۴۱۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

دنده‌هایم بیرون زده‌اند و ماهیچه‌های شکمم از فرط گرسنگی‌های مداوم به‌صورت شش‌تکهٔ قحطی‌زده‌ها بیرون زده است. زیر چشم‌هایم طوقی تیره افتاده است و موهایم بلندتر از هر وقت دیگری شده‌اند که به یاد می‌آورم. پس یک آزادی‌خواه و مبارز راه بشریت این‌شکلی است.
A
۱
ایا می‌گوید: «امیدوارم پنچ پسر باشه. تعداد پسرهامون کمتر از دخترها شده.» دهانم لحظه‌ای باز می‌ماند و بعد می‌زنم زیر خنده. «یعنی از همین حالا برامون زن و شوهر انتخاب کرده‌ای، ایا؟» با شیطنت نگاهم می‌کند و سر تکان می‌دهد. «جان و سارا که قبلاً نامزد شده‌ان رفته. تو و هشت هم به‌زودی نامزد می‌شین.» می‌گویم: «صبر کن ببینم. بین من و هشت هیچی نبوده و نیست.» ایا حرفم را می‌برد و ادامه می‌دهد: «هیس! حالا اگه من هم بزرگ شم و زن نُه بشم، سر شش بی‌کلاه نمی‌مونه؟» «گفتی زن کی بشی؟» هشت وسط درگاه پشت‌سرمان ظاهر شده و همان پوزخند جذاب همیشگی صورتش را روشن کرده است. یعنی چه مدتی آنجا ایستاده است؟ من و ایا نگاه‌هایی حیرت‌زده به هم می‌اندازیم و می‌خندیم. هشت خودش را وسط ما می‌اندازد که نگاهی به تبلت بکند و می‌گوید: «باشه، بهم نگین.»
Vianna
۰