جملات زیبا از متن کتاب سیاه خون | طاقچه
تصویر جلد کتاب سیاه خون

کتاب سیاه خون

سه گانه فونکه

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۱۱ رأی)
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
غرق در دریا کتاب ها
۷
هر کتابی برای خودش روح دارد، روح کسی که آن را نوشته است و روح کسانی که آن را خوانده‌اند، حسش کرده‌اند و خوابش را دیده‌اند.
غرق در دریا کتاب ها
۳
اگر بدانم که شعرها از کجا می‌آیند، به آن‌جا خواهم رفت. مایکل لانگلی
کتاب باز (چند سال پیش)
۲
اگر بدانم که شعرها از کجا می‌آیند، به آن‌جا خواهم رفت.
stare.m
۲
«به‌نظرت عجیب نیست که وقتی آدم چندبار یک کتاب را می‌خواند، آن کتاب خیلی‌خیلی کلفت‌تر از اولش می‌شه؟ انگار هربار بین کاغذها یک چیزی می‌چسبد، احساسات، افکار، صداها، عطرها... و وقتی تو بعد از سال‌ها باز آن کتاب را ورق می‌زنی، خودت را لای کاغذها پیدا می‌کنی، کمی جوان‌تر و متفاوت‌تر، انگار کتاب تو را حفظ کرده، مثل گلی که لای کتاب خشک کرده باشی، غریبه و در عین حال آشنا.»
par4301
۱
«به‌نظرت عجیب نیست که وقتی آدم چندبار یک کتاب را می‌خواند، آن کتاب خیلی‌خیلی کلفت‌تر از اولش می‌شه؟ انگار هربار بین کاغذها یک چیزی می‌چسبد، احساسات، افکار، صداها، عطرها... و وقتی تو بعد از سال‌ها باز آن کتاب را ورق می‌زنی، خودت را لای کاغذها پیدا می‌کنی، کمی جوان‌تر و متفاوت‌تر، انگار کتاب تو را حفظ کرده، مثل گلی که لای کتاب خشک کرده باشی، غریبه و در عین حال آشنا.»
stare.m
۱
کلمه‌ها قدرتمندتر از آن بودند که بشود آن‌ها را به صورت چاپ‌شده به هر آدم نفهمی سپرد. چون خدا می‌داند که بعدش آن بی‌شعورها با آن‌ها دست به چه کارهایی می‌زدند.
i_ihash
۱
قلب عین ماهی لال است، بااین‌که زبان خیلی سعی می‌کند به قلب صدایی برای حرف زدن بدهد.
غرق در دریا کتاب ها
۰
هر پارهٔ شعرم بیابان درونم هر پارهٔ شعرم بهشت وجودم ماری لوییزه کاشنیتس ، یک شعر
غرق در دریا کتاب ها
۰
«او مثل یک الاغ کله‌شق، مثل یک میمون باهوش و مثل یک خرگوش فرز بود.»
غرق در دریا کتاب ها
۰
هیچ‌کدام از ماها راهزن به دنیا نیامده‌ایم.»
i_ihash
۰
«به‌نظرت عجیب نیست که وقتی آدم چندبار یک کتاب را می‌خواند، آن کتاب خیلی‌خیلی کلفت‌تر از اولش می‌شه؟ انگار هربار بین کاغذها یک چیزی می‌چسبد، احساسات، افکار، صداها، عطرها... و وقتی تو بعد از سال‌ها باز آن کتاب را ورق می‌زنی، خودت را لای کاغذها پیدا می‌کنی، کمی جوان‌تر و متفاوت‌تر، انگار کتاب تو را حفظ کرده، مثل گلی که لای کتاب خشک کرده باشی، غریبه و در عین حال آشنا.»
i_ihash
۰
عاقبت قهرمان‌ها چوبهٔ داره