جملات زیبا از متن کتاب کامو | طاقچه
تصویر جلد کتاب کاموsubscriptionAvailable

کتاب کامو

مختصر و مفید

۱.۰(از ۲ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۶۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

انسان معترف به پوچی، ازآنجاکه دیگر بردهٔ آینده نیست، آزادتر می‌زید.
پویا پانا
۱
ستیزِ دائمی با بی‌عدالتی همان‌قدر به شیوهٔ زندگیِ پوچ تعلق دارد که دل سپردنِ همه‌جانبه و سرخوشانه به لحظه.
پویا پانا
۱
احساس پوچ‌بودگی می‌تواند در کنج هر کوی و برزنی در کمین هرکسی باشد.
پویا پانا
۰
زندگی یعنی، پوچی را به حال خود رها کردن. آن را به حال خود گذاشتن. یعنی، پیش از هر چیز چشم در آن دوختن.
پویا پانا
۰
این جهان به‌خودی‌خود بخردانه نیست  همین؛ این تمامِ آن چیزی است که دربارهٔ آن می‌توان گفت. پوچی اما، تصادمِ امرِ نابخردانه و کششِ شدید به‌سوی روشنی‌ست. کششی که در ژرف‌ترین نهفتِ درونِ انسان به‌صدا درمی‌آید.
پویا پانا
۰
بااین‌حال، روزی فرامی‌رسد که انسان درمی‌یابد، یا به زبان می‌آورد، که سی‌ساله شده است. این‌گونه او بر جوانیِ خود انگشت می‌گذارد. هم‌زمان اما، خود را در نسبت با زمان متعیّن می‌کند، و خود را در درونِ آن جای می‌دهد. [...] او به زمان تعلّق دارد، و همراه با دهشتی که از این رهگذر او را فرامی‌گیرد، بدترین دشمنِ خود را بازمی‌شناسد. [...] این سر به شورش برداشتنِ تن' پوچی‌ست.
پویا پانا
۰
مرگ' آدمی را مجبور می‌کند به آنچه درک‌ناشدنی و باورنکردنی‌ست، گردن نهد؛ یعنی به محدودیت و پوچ‌بودگیِ همهٔ تقلاهایش بر روی زمین. هرقدر هم برنامه‌هایی که در سودای تحققشان هستیم سترگ و خیال‌انگیز باشند، سرانجام زمانی باید عاقل شویم و نزد خود اعتراف کنیم که همهٔ آن‌ها جز سازه‌هایی نیمه‌کاره و ناتمام نیستند: حتی شعور هم به شیوهٔ خود به من می‌گوید، که این جهان پوچ است.
پویا پانا
۰
هرکس نسبت به خود صادق باشد، ناچار باید بپذیرد که بازیچهٔ دستِ پوچ‌بودگی‌ست.
پویا پانا
۰
هر اندیشمند، خواه متألّه یا فیلسوف، چنانچه اندیشهٔ او درنهایت به فرضِ یک خدای متعال فرارود، از دیدِ کامو مرتکب «خودکشی فلسفی» شده؛ زیرا با خود-یقینی وداع گفته است.
پویا پانا
۰
من نمی‌دانم آیا این جهان' فراتر از خودِ آن معنایی هم دارد یا نه. ولی می‌دانم که من چنین معنایی را نمی‌شناسم، و اینکه بدواً از چنین امکانی هم برخوردار نیستم تا چنین معنایی را دریابم. معنایی که ورای موجودیت من باشد، چه ارزشی برای من دارد؟ من تنها قادرم به شیوه‌ای انسانی چیزی را دریابم.
پویا پانا
۰
از دیدِ کامو، مسئله بر سرِ این است که انسان می‌بایستی تنها به آنچه با قطع‌ویقین در برابرِ خود دارد، اکتفا کند. و آن‌هم اساساً عبارت است از دو چیز: یکی اشتیاقِ هر انسان برای دستیابی به معنا، امنیت، نظم، و امکان برنامه‌ریزی برای آینده، دیگر اینکه جهان خارج که نابسامان و پیش‌بینی‌ناپذیر است، ما را به ارابهٔ زمان بسته و به مرگ محکوم کرده است. سودای تسکین‌ناپذیرِ ما برای نیلِ به نظم، در متنِ هرج‌ومرجِ ساختاری جهان به یأسی دم‌به‌دم تازه‌تر راه می‌برد و حال‌وهوای پوچی را پدید می‌آورد.
پویا پانا
۰
کامو همهٔ ایدئولوژی‌های پرهیمنهٔ سیاسی را که نوید وضعی بهشت‌گونه به انسان می‌دهند، به‌نقد می‌کشد. در اینجا فرقی نمی‌کند پای امپراتوری کبیرِ هزارسالهٔ ژرمنی باشد یا جامعهٔ بی‌طبقهٔ کمونیستی.
پویا پانا
۰
آیا باید مُرد، با یک پرش از مهلکه گریخت، بنایی از ایده‌ها و قالب‌ها [یِ زیستی] را به سنجهٔ خود پی افکند؟ یا برعکس به شرکت در مسابقهٔ ویرانگر و شگفت‌انگیز پوچی تن درداد؟ آخرین تقلایمان را بکنیم و نتیجه‌گیری کنیم! [بدن، لطافت، آفرینش، تکاپو، شأنِ انسانی بار دیگر در این جهانِ بی‌معنا جایگاهِ خود را خواهند یافت.
پویا پانا
۰
به‌رغم بی‌معنابودگی، ما باید هر بامداد از جا برخیزیم، کاروبارِ روزمرهٔ خود را دنبال کنیم، همهٔ نیروی خود را به‌کار گیریم تا بتوانیم به حیاتِ خود ادامه دهیم.
پویا پانا
۰
به‌گفتهٔ کامو: هیچ تقدیری نیست که نتوان با حقیر شمردنِ آن، بر آن فائق آمد
پویا پانا
۰
هر جا انسان رنج می‌کشد، همان‌جا طغیان' تکلیف می‌شود، هرچند نباید در این کار به دامِ جبّاریتِ ایدئولوژیک بیفتد و پندارهای خود در موردِ حق و عدالت را با زور به دیگران تحمیل کند.
پویا پانا
۰
انسان بنابه سرشتِ خود پیوسته در جست‌وجوی معنا و اطمینانِ خاطر است و ناگزیر به‌دفعات، در فواصلِ منظم، درمی‌یابد که هیچ‌یک در کار نیست. کامو ما را متوجهِ این واقعیت می‌کند که، این تضاد در خودِ ذاتِ انسان نهاده شده. ازآنجاکه انسان، برخلافِ چیزی چون یک گیاه، می‌خواهد به ادراکِ جهانِ خود نائل آید، باید آن را مدام تفسیر و بازنمایی کند: اگر درختی ازجملهٔ درختان بودم، یا گربه‌ای در میانِ جانوران، آنگاه این زندگی معنایی می‌داشت یا این مسئله دیگر هیچ در کار نمی‌بود، چون در آن صورت خود' بخشی از جهان می‌بودم.
پویا پانا
۰
ما در این عرصه کاره‌ای نیستیم.
پویا پانا
۰