وقتی صورتش در هم میرفت، هیچکس نمیتوانست به درون او پی ببرد؛ گویی خلسهای از یک لجاجت بیدلیل درونش جریان مییافت. بهنظر میرسید نوعی خشم درونی دارد که علیه خودش عمل میکند و باعث میشود خشک و سخت بشود.
Neda^^
۲
وقتی بچه هستید، زمان آرام میگذرد و با بزرگتر شدن شما، تندتر و تندتر میگذرد.
ᴉzɹW -¹
۰
آیا کسی بهخاطر نمیآورد که همین پیرمردهای امروزی، روزگاری سیگار میکشیدند و دستمال به سر میبستند و جلوی کاخ سفید اعتصاب میکردند؟
ᴉzɹW -¹
۰
اما صبر کنید.
اَبی مرده بود؛ او هرگز هیچیک از این حرفها را نمیشنید.