یادته بهت گفتم همهٔ ما یه روزی، یه جایی بهار زندگیمون رو میبینیم. یه آدمی میاد که ما رو از دلمردگی نجات میده..
malihe
۶
چقدر حضورت تو زندگی تاریک من خالی بود! چقدر کم داشتمت!
یك رهگذر
۳
آدمی که تو ده سال آینده زندگیت جایی نداره، پس حرف امروزش نباید برات مهم باشه. اوکی؟
malihe
۲
ـ یادته یه روز گفتی زندگی ما آدما هم شبیه فصلها میمونه. زمستون داره، سختی داره ولی بعد یهو یه اتفاقی میافته که اون میشه بهار زندگی آدم؟ یه نگاه به من بکن، من اون درخت سرما زدهم. من مدتهاست زمستونم میشه تو بهار من باشی؟
یك رهگذر
۲
جونم شدی، جون دوباره. تو اونی هستی که دلم میخواد هر روز کنار خودم ببینمش.
یك رهگذر
۲
از وقتی دیدمت فقط به تو فکر میکنم. هر روز، هر دقیقه.
یك رهگذر
۲
حضورت، لبخندت، گرمی دستات بزرگترین هدیه برای منه
یك رهگذر
۲
اما میدونی آهو، خوبه که آدم یکی رو داشته باشه که باهاش خودش باشه. بتونه اون بخش مزخرفش رو هم نشونش بده. بتونه وقتی ازش همچین سؤالی پرسید سرش رو بالا بگیره و بگه، نه خوب نیستم.