وقتی چراغ خاموش میکنم و سرم را روی بالش میگذارم، از این سعادت و خوشبختی، احساس تعلق به خانواده، از اینکه دیگر درگیر رسوایی و آبروریزی نیستم، از اینکه زشتیها به جهنم فرستاده شده و از گنجینهای که پیدا کردم و افتخاری که نصیبم شده، غرق شادی و شعف میشوم و لذت میبرم.