جملات زیبا از متن کتاب سه ماه رویایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب سه ماه رویایی

کتاب سه ماه رویایی

زندگینامه و خاطرات شهید کاظم عاملو

۴.۷(از ۵۶ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بعدها از یکی مکاشفات کاظم فهمیدیم. در یکی از آن خلسه‌ها شهیدی به کاظم گفته بود: «به برکت وجود امام عصر (عج) شما آن شب نجات پیدا کردید.» برای همین کومله تا وسط راه آمدند و برگشتند... .
صابر
۱۱
یک‌بار به کاظم گفتم از بین دعاها کدامش را بهتر است بخوانیم؟ در همان حالِ بخصوصش که ما اسمش را گذاشته بودیم «خلسه» گفت: این‌ها را. کتاب منتخب مفاتیح را که باز کرد، بعضی جاها را با انگشت نشان می‌داد و می‌گفت: این! سریع شروع کردم به نوشتن. یکی دعای ندبه بود. یکی زیارت حضرت فاطمه زهرا (س). زیارت جامعه کبیره، زیارت عاشورا و دعای بعد از زیارت امام حسین (ع)، زیارت حکیمه خاتون. دعای سحر هم از جمله آن دعاها بودند. به دعای توسل علاقه داشت و تا جایی که می‌شد ترک نمی‌کرد. خیلی وقت‌ها خودش دعا را برای جمع می‌خواند.
ب. قاسمی
۷
نمازشب آدم رو با ادب و با اخلاق می‌کنه و اخلاقِ حَسَنه بهش می‌ده
مَجْنُون ¹²⁸𓂆
۷
کاظم گفت: «آقای فرخ‌نژاد! نمازشب آدم رو با ادب و با اخلاق می‌کنه و اخلاقِ حَسَنه بهش می‌ده. آن‌وقت خدا می‌شه استاد اخلاقش. وقتی هم خدا بشه معلم اخلاق انسان، همه چیزش رو درست می‌کنه و کارش رِله می‌شه.» بعد تعبیر جالبی به کار بُرد؛ گفت: «آقای فرخ‌نژاد. به‌خدا، نمازشب زمین و آسمان رو به هم می‌دوزه!» من هم سعی کردم عمل کنم. بعدها در کتاب‌های مختلف، نظرات عجیب علما و روایات نمازشب را دیدم و اهمیت کلام کاظم برایم اثبات شد.
موسوی
۶
آنکه را اسرار حق آموختند مُهر کردند و دهانش دوختند.
کاربر ۴۹۷۳۸۳۶
۶
شنیدم مادرش گفت: «دو سال تمام و از وقتی خدا این بچه را به من داد با وضو به او شیر دادم. حتی اگر مقدور نمی‌شد تیمم می‌کردم. بعدها دیدم که چقدر کاظم به نماز شب اهمیت می‌دهد. چقدر اهل عبادت است.»
فاطمه رئیس زاده
۶
کاظم همیشه از پدرش تعریف می‌کرد و می‌گفت: «تا اون جایی که یادمه، نمازشب پدرم ترک نشده.»
صابر
۵
به ما می‌گفت: «اگر خوب باشید، دیدن امام عصر (عج) کار مشکلی نیست.»
کاربر ۴۴۲۱۷۹۵
۵
حضور قلب پیدا کنید، باید از زمان وضو گرفتن دقت کنید... .» گاهی که صحبت می‌کردیم چیزهای عجیبی می‌گفت. زبان حالش در وضو گرفتن این‌گونه بود: صورت را که می‌شست به یاد جمال و صورت نورانی حضرت محمد (ص) می‌افتاد و صلوات می‌فرستاد. موقع شستن دست راست به یاد دو دست قَلَم شده حضرت عباس (ع) می‌افتاد. دست چپ را که می‌شست، دست‌ها و بازوی وَرَم کرده حضرت زهرا (س) را به یاد می‌آورد... بعد از این ترسیم‌های زیبا، واقعاً وضو گرفتن برای ما جالب و معنوی شده بود. هنگام مسحِ سر، فرق شکافته شده علی (ع) را تصور می‌کرد. موقع مسح پا به یاد پاهای پُر آبله حضرت زینب (س) می‌افتاد و داستان اسارت حضرت (س) از کوفه تا شام...
کاربر ۹۴۷۵۹۴۵
۴
نمی‌دانم چرا وقتی که راه زندگی هموار می‌گردد بشر تغییر حالت می‌دهد خونخوار می‌گردد به روز عیش و عشرت می‌نوازد ساز بد مستی به روز تنگدستی مؤمن و دیندار می‌گردد!
مَجْنُون ¹²⁸𓂆
۴
یکی دعای ندبه بود. یکی زیارت حضرت فاطمه زهرا (س). زیارت جامعه کبیره، زیارت عاشورا و دعای بعد از زیارت امام حسین (ع)، زیارت حکیمه خاتون. دعای سحر هم از جمله آن دعاها بودند
کاربر ۴۹۷۳۸۳۶
۳
نمازشب آدم رو با ادب و با اخلاق می‌کنه و اخلاقِ حَسَنه بهش می‌ده. آن‌وقت خدا می‌شه استاد اخلاقش. وقتی هم خدا بشه معلم اخلاق انسان، همه چیزش رو درست می‌کنه و کارش رِله می‌شه.» بعد تعبیر جالبی به کار بُرد؛ گفت: «آقای فرخ‌نژاد. به‌خدا، نمازشب زمین و آسمان رو به هم می‌دوزه!»
asma
۳
محال بود نماز را بعد از غذا بخواند! در غیر این صورت خودش را یک‌جوری تنبیه می‌کرد.
مَجْنُون ¹²⁸𓂆
۳
نمازشب آدم رو با ادب و با اخلاق می‌کنه و اخلاقِ حَسَنه بهش می‌ده. آن‌وقت خدا می‌شه استاد اخلاقش. وقتی هم خدا بشه معلم اخلاق انسان، همه چیزش رو درست می‌کنه و کارش رِله می‌شه.» بعد تعبیر جالبی به کار بُرد؛ گفت: «آقای فرخ‌نژاد. به‌خدا، نمازشب زمین و آسمان رو به هم می‌دوزه!»
asma
۲
این‌ها قبر کنده بودند و می‌رفتند داخلش می‌خوابیدند؛ یا نماز می‌خواندند. اصلاً از دنیا کَنده شده بودند. این بچه‌ها یک پلّه از بقیه بالاتر بودند. علاقه به دنیا در وجودشان راه نداشت. این که در روایات ما حب دنیا را دشمن انسان‌ها و باعث تمام مشکلات می‌دانند شاید به همین دلیل است.
مَجْنُون ¹²⁸𓂆
۲
اگر نیمه شب از خواب بیدار می‌شد و می‌خواست دوباره بخوابد، بلند می‌شد و وضو می‌گرفت و بعد می‌خوابید.
کاربر ۵۳۲۲۷۵۰
۱
یکی دعای ندبه بود. یکی زیارت حضرت فاطمه زهرا (س). زیارت جامعه کبیره، زیارت عاشورا و دعای بعد از زیارت امام حسین (ع)، زیارت حکیمه خاتون. دعای سحر هم از جمله آن دعاها بودند. به دعای توسل علاقه داشت و تا جایی که می‌شد ترک نمی‌کرد. خیلی وقت‌ها خودش دعا را برای جمع می‌خواند.
Mim
۱
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد
مَجْنُون ¹²⁸𓂆
۱
در قنوت نماز، فرازی از زیارت عاشورا را می‌خواند؛ همان «اللهم اجعل محیای محیا محمد و ال محمد...»
مَجْنُون ¹²⁸𓂆
۱
در قنوت نماز، فرازی از زیارت عاشورا را می‌خواند؛ همان «اللهم اجعل محیای محیا محمد و ال محمد...»
مَجْنُون ¹²⁸𓂆
۱
با چفیه مأنوس بود و همیشه آن را همراه داشت. چفیه‌ای که در نماز حکم عبا را پیدا می‌کرد و آن را روی دوشش می‌انداخت.
مَجْنُون ¹²⁸𓂆
۱
سحر وقتی وارد حسینیه می‌شدی فکر می‌کردی نمازجماعت صبح است! بعد تازه می‌فهمیدی نه، بچه‌ها مشغول نمازشب هستند.
مَجْنُون ¹²⁸𓂆
۱
اما چند کلمه‌ای به ملت عزیز و شهیدپرور: اول این‌که، ای ملت مسلمان و شهیدپرور آگاه باشید همان طور که اماممان گفت: عزت و شرف ما در گرو همین جنگ است و اسلام در خطر است. و همان طور که تمام هم و غم خودتان را در گرو جنگ گذاشته‌اید از ادامه جنگ دلسرد نشوید. چون خداوند همیشه برترین‌ها را برای آزمایش انتخاب می‌کند و شما هم در این آزمایش قرار گرفته‌اید، پس شک به دل راه ندهید و جز این راه راهی دیگر نگزینید. زیرا خداوند پشتیبان شماست و ائمه معصومین (ع) با شما هستند و مطمئن باشید که پیروزید.
Mim
۰
و اما چند کلمه‌ای به ملت عزیز و شهیدپرور: اول این‌که، ای ملت مسلمان و شهیدپرور آگاه باشید همان طور که اماممان گفت: عزت و شرف ما در گرو همین جنگ است و اسلام در خطر است. و همان طور که تمام هم و غم خودتان را در گرو جنگ گذاشته‌اید از ادامه جنگ دلسرد نشوید. چون خداوند همیشه برترین‌ها را برای آزمایش انتخاب می‌کند و شما هم در این آزمایش قرار گرفته‌اید، پس شک به دل راه ندهید و جز این راه راهی دیگر نگزینید. زیرا خداوند پشتیبان شماست و ائمه معصومین (ع) با شما هستند و مطمئن باشید که پیروزید.
Mim
۰
و اما چند کلمه‌ای به ملت عزیز و شهیدپرور: اول این‌که، ای ملت مسلمان و شهیدپرور آگاه باشید همان طور که اماممان گفت: عزت و شرف ما در گرو همین جنگ است و اسلام در خطر است. و همان طور که تمام هم و غم خودتان را در گرو جنگ گذاشته‌اید از ادامه جنگ دلسرد نشوید. چون خداوند همیشه برترین‌ها را برای آزمایش انتخاب می‌کند و شما هم در این آزمایش قرار گرفته‌اید، پس شک به دل راه ندهید و جز این راه راهی دیگر نگزینید. زیرا خداوند پشتیبان شماست و ائمه معصومین (ع) با شما هستند و مطمئن باشید که پیروزید.
Mim
۰
صبحگاه جمع شدیم اعلام کردند شهید مهدی زین‌الدین به شهادت رسیده؛ فرمانده دلاور و مخلص لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابیطالب (ع). کسی باورش نمی‌شد. هیچ‌کدام از فرماندهان نمی‌توانست پشت بلندگو حرفی بزند. در نهایت دایی‌رضا بسطامی، روحانی معنوی که با بچه‌ها انس داشت، شروع کرد به صحبت و قضیه را گفت. هیچ‌وقت آن فضای بهت‌زده و غمگین را فراموش نمی‌کنم. بچه‌ها از جمله کاظم عاملو به سر و صورت‌شان می‌زدند. فکر نمی‌کنم اگر پدر و مادرشان هم از دنیا می‌رفت، این‌طور گریه و زاری می‌کردند. دایی رضا نتوانست ادامه دهد. شهید اسماعیل صادقی، قائم مقام لشکر آمد که صحبت‌ها را ادامه دهد. از بس بچه‌ها ضجّه زدند صادقی هم نتوانست؛ گریه افتاد و باز نفر بعدی.
کاربر ۶۳۴۰۵۹۹
۰
برای ما روایات عجیبی بیان می‌کرد. اینکه امام علی (ع) فرمودند: «زمانی بر مردم بیاید که کارهای ناشایست و زنا بسیار گردد. هر یک از شما که آن زمان را درک کند، نباید شب‌ها بدون وضو به خواب رود». یا اینکه حضرت رسول (ص) فرمودند: هرکس با وضو بخوابد، اگر در آن شب مرگش فرا رسد شهید است.
Blessed
۰