تعارف آمد نیآمد دارد
کنایه از تعارف ممکن است جدی گرفته شود.
داستان: مردی در کنار جاده مشغول صرف ناهار بود سواری از جلوی او گذشت مرد تعارف کرد (بسمالله بفرمایید) سوار از اسب پیاده شد و پرسید میخ طویله افسار اسبم را کجا بکوبم- مرد جواب داد روی زبان بنده (منظورش آن بود که چون تعارف بیجا کردهام در خور چنین تنبیه هستم.