نمیدانم لئو فهمیده چه اتفاقی افتاده است یا نه؟ آیا جاش چیزی به او گفته؟ آیا میداند مردیت و دلیلا گم شدهاند؟ شک دارم. بهنظرم این برای یک پسر چهارساله غیرقابلهضم است. مدادرنگیها و قطعات پازل گم میشوند، اما مادرها و خواهرها گم نمیشوند.
مرضیه ایران بان
۱
گاهی ترسیدن باعث میشود کارهایی را انجام بدهی که فکرش را هم نمیکردی بتوانی انجام بدهی.
بازمانده
۱
همهٔ ما وقتی لازم باشد سعی میکنیم نقاب خوشحالی و خوببودن را به صورتمان بزنیم.
بازمانده
۱
میدونین که دربارهٔ عادتهای قدیمی چی میگن.»
میگویم: «بهسختی ترک میشن.»
بازمانده
۱
بلاهای وحشتناکی که مردم سرِ همدیگر میآورند پایانی ندارند.
بازمانده
۱
زندگی کلاً منطقهای کدر و مبهم است.
بازمانده
۱
حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.
بازمانده
۱
بابا قبل از خواب به اتاقم میآید. من در حال انجام تمرینهای درس جبر هستم. جبر تنها کلاسی است که دوستش دارم؛ چون فقط یک جواب درست و یک جواب غلط وجود دارد و جوابهای بینابینی در کار نیست. هیچ منطقهٔ کدر و مبهمی توی آن نیست، برخلاف زندگی. زندگی کلاً منطقهای کدر و مبهم است.