گمونم فقط دلش برای خطر تنگ شده، اما وقتی بری پی زندگی پرخطر، بالاخره عواقبش یقهت رو میگیره.
pari
۵
«از من بشنو، ما زنها نیازی نداریم برای فهمیدن بعضی چیزها ذهنخونی کنیم.»
pari
۵
«میدونین، بعد از جنگ جهانی دوم، تحقیقات نشون داد که بریتانیاییها در دوران صلح نسبت به دوران جنگ کمتر خوشحال بودن. حس اتحاد و برادری روی ترس و رنجشون سایه انداخته بود.»
pari
۵
چشمهای تایلور پر از اشک شد. «آخه چرا همهی اینها الان اتفاق میافته؟»
«نمیدونم. شاید نبرد هیچوقت تموم نشده بود. فقط ما ازش دست کشیدیم.»
یکی از روشهایی که کمک میکرد هتچ قدرتش رو حفظ کنه این بود که زیردستهاش رو توی جنگ با همدیگه نگه داره. اینطوری دیگه لازم نبود از متحد شدنشون علیه خودش بترسه. تفرقه بینداز و حکومت کن همیشه نقشهٔ بازی هتچ بود
pari
۱
فکر میکنم، پس هستم
pari
۱
خویشتن حقیقی همان عقل یا خردی است که روح را میسازد
pari
۱
جالب است که تا از درد و رنج بیرون میآییم سریع فراموشش میکنیم. شاید جالب کلمهی درستی نباشد. شاید بهتر باشد بگویم فاجعه.
ARMIN
۱
خویشتن حقیقی همان عقل یا خردی است که روح را میسازد