ـ کلارا، امروز چهکارتان شده؟ امروز چه ناراحتی دارید؟
ـ امروز نامهای دریافت داشتهام. نامهای رسمی. آنجاست، روی میزتحریرم، میتوانید بخوانید. نامه اعاده حیثیت توماس، بیگناهی او را به من اعلام میکند. من هرگز درمورد بیگناهیاش شک نکرده بودم. آنها به من مینویسند: «شوهرتان بیگناه بوده، براثر اشتباه او را کشتهایم. براثر اشتباه چندین بیگناه را کشتهایم، ولی اکنون همهچیز به نظم بازمیگردد، از شما معذرت میخواهیم و قول میدهیم که دیگر اشتباههای مشابهی پیش نیاید.» آنها میکشند، آنها اعاده حیثیت میکنند. آنها معذرت میخواهند، ولی توماس مرده است! آیا آنها میتوانند او را از نو زنده کنند؟ آیا شبی را که موهای من سپید شدند و من دیوانه شدم، میتوانند محو کنند؟