وی برای اثبات اینکه انسانها برای کشف هویت خود به ارتباط با دیگران نیاز دارند، دو مفهوم چیستی و کیستی را در انسانها از هم تمیزمیدهد. «چیستی عبارت است از استعدادها و تواناییها و همچنین ناتوانیها و کمبودهایی که تقریباً همهٔ موجودات بشری در آنها شریک هستند. در حالی که کیستی هر فردی منحصر به خودش است. به نظر آرنت چیستی را باید در دو فعالیت زحمت و کار یافت؛ از این حیث متعلق به خصوصیات بیولوژیک و کارکردی انسانها است، در حالی که کیستی هر فردی منحصربهفرد است و هرگز نمیتوان دو کیستی شبیه به یکدیگر یافت. به نظر آرنت، عصر مدرن، وجهِ کیستی انسانها را به دست فراموشی سپرده است و آنها را فقط در چیستیشان جستوجو میکند» (انصاری، ۳۳:۱۳۷۹)