برای احراز مقام ریاست، چارهای جز جنگ نبود و باک آن را میخواست. آن را میخواست چون ریاست در ذاتش بود. غرور خاص سورتمهکشی وجودش را فرا گرفته بود؛ غروری که تا آخرین دم، سگها را به تلاش وا میداشت. غروری که سبب میشد زیر تازیانه و افسار و تسمهی سورتمه جان دهند. دوری از افسار سورتمه برای آنها به معنای مرگ و شکست ابدی بود.