خلاصه این که بلای «توجیهگری»، بلائی است فراگیر که گروه عظیمی از مردم، اعم از عوام و خواص را در برگرفته، و خطر بزرگ آن این است که راههای اصلاح را به روی گنهکاران میبندد، و گاه واقعیتها را حتی در نظر خود انسان دگرگون جلوه میدهد.
بسیارند کسانی که «ترس و جبن» خود را به عنوان «احتیاط»، «حرص» را به «تأمین آینده»، «تهور» را به «قاطعیت»، «ضعف نفس» را به «حیا»، «بیعرضگی» را به «زهد»، «ارتکاب حرام» را به «کلاه شرعی»، «فرار از زیر بار مسئولیت» را به «ثابت نبودن موضوع» و «ضعفها و کوتاهیها» ی خود را به «قضا و قدر» توجیه میکنند، و چه دردناک است که انسان با دست خود، راه نجات را به روی خود ببندد؟!