جملات زیبا از متن کتاب سپر | طاقچه
تصویر جلد کتاب سپرsubscriptionAvailable

کتاب سپر

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
مصطفی رضایی کلورزی
انتشارات: 
نشر معارف

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سالار ۲۳۳
۱۰
پیام این بود: «ما مقاومت کردیم.
سالار ۲۳۳
۷
بله، فهمیدن درست یک مسئله پیمودن نیمی از راه است.
کوچا
۳
شاید بحران، ابر سیاهی است که انسان‌ها زیر تاریکی آن به خود می‌آیند. شاید سیلی سرنوشت است که انسان‌ها را به هویت انسانی‌شان باز می‌گرداند، هرچند عده‌ای آن‌قدر از هویتشان دور شده‌اند که هیچ‌چیزی آن‌ها را به حقیقت وجودی‌شان برنمی‌گرداند.
کاربر
۳
یک روز گفتند مردم در گرما شیر زیاد بنوشند، چون طبعش سرد است. شیر در عرض یک روز نایاب اما گاو فراوان شد.
کوچا
۲
بحران، ابر سیاهی است که انسان‌ها زیر تاریکی آن به خود می‌آیند
Hanin banoo
۲
آن‌هایی که به‌قدر کافی دیوانه‌اند تا به تسخیر آینده بیندیشند همان کسانی‌اند که حقیقت امروز به نام آن‌هاست!
محمد
۲
این حرف‌ها داستان نیست، عین حقیقت است.
کوچا
۱
با خودم گفتم: «هرکدام از ما انسان‌ها خورشیدی بسیار درخشان‌تر و قدرتمندتر از این ستاره‌های عظیم داریم، چیزی که درون سینهٔ همهٔ ما وجود دارد و گاهی کمرنگ می‌شود و غروب می‌کند و گاهی طلوع می‌کند و دنیا را روشن می‌سازد، چیزی که به آن امید می‌گوییم. امروز قلب همهٔ ما درخشان‌تر، استوارتر و مقاوم‌تر از همیشه است.»
سالار ۲۳۳
۱
من گاهی فکر می‌کنم شاید نجات دنیا برای او از خلاصه کردن کتابش به‌دست من راحت‌تر بوده.
سالار ۲۳۳
۱
شاید سیلی سرنوشت است که انسان‌ها را به هویت انسانی‌شان باز می‌گرداند، هرچند عده‌ای آن‌قدر از هویتشان دور شده‌اند که هیچ‌چیزی آن‌ها را به حقیقت وجودی‌شان برنمی‌گرداند.
سالار ۲۳۳
۱
البته عمر ما قد نمی‌دهد که شاهد پایان زندگی خورشید باشیم، اما می‌دانم که همه دوست داریم بدانیم مردمی که در مراسم تشییع خورشید حاضرند چطور مردمی هستند. تا آن‌وقت زمان زیادی مانده‌است.
کاربر
۰
«ببین چطور دریا و آسمون یه‌رنگ می‌شن و تو همدیگه محو می‌شن. زندگی این‌طوریه. آخرش ما با هم یکی می‌شیم. این مسیر طولانیه. گاهی طوفانیه و گاهی آرومه، اما آخرش آروم و فیروزه‌ای می‌مونه.»
سالار ۲۳۳
۰
آن‌هایی که به‌قدر کافی دیوانه‌اند تا به تسخیر آینده بیندیشند همان کسانی‌اند که حقیقت امروز به نام آن‌هاست!
سالار ۲۳۳
۰
این‌که آن اتفاق چطور رخ داد و علتش چه بود را نمی‌دانم، اما می‌دانم که آسمان سرشار از شگفتی‌ها، اتفاقات تصورنشدنی و زیبایی‌های جادویی است.
سالار ۲۳۳
۰
«هرکدام از ما انسان‌ها خورشیدی بسیار درخشان‌تر و قدرتمندتر از این ستاره‌های عظیم داریم، چیزی که درون سینهٔ همهٔ ما وجود دارد و گاهی کمرنگ می‌شود و غروب می‌کند و گاهی طلوع می‌کند و دنیا را روشن می‌سازد، چیزی که به آن امید می‌گوییم. امروز قلب همهٔ ما درخشان‌تر، استوارتر و مقاوم‌تر از همیشه است.»
سالار ۲۳۳
۰
- با توکل به خدا شمارش معکوس رو شروع می‌کنیم. شمارش اعداد را در بی‌سیم شنیدم. - ده،‌ نه... - برو و دنیا رو نجات بده. این پروژه آشیه که خودت پختی. - هشت، هفت، شش... - می‌دونی رئیس! من غذاهای زیادی‌و سوزوندم. - پنج، چهار... - ولی این بار حواست‌و جمع کن دنیا جزغاله نشه. - سه،‌ دو... - تو رو به خود خدا می‌سپارم. اون بالا بهش نزدیک‌تری. ازش کمک بخواه. - یک.
سالار ۲۳۳
۰
«ابراهیم به داخل آتشی عظیم پرتاب شد، اما با ارادهٔ خداوند حرارت آتش بر جان ابراهیم اثر نکرد و سرد و خاموش شد و گل‌های زیبا و رنگارنگی جای آتش را گرفتند. و این معجزهٔ الهی بود.»