جملات زیبا از متن کتاب هم نوایی در پاییز | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هم نوایی در پاییز
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب هم نوایی در پاییز

۳.۵(از ۴۰ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
باربارا پیم، مزدک بلوری
publisherانتشارات:
نشر بیدگل
categoryدسته‌بندی:
رمان،داستان خارجی

۳۷۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۱۸۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

بی‌تردید زنی که عاشق شده، حتی اگر بالای شصت سال داشته باشد، در شوروشوق کم از دخترکان نوزده‌ساله ندارد
mary
۲۳
«ولی بعضی وقت‌ها تکون‌دادن کسی که زمین خورده کار عاقلانه‌ای نیست. ممکنه بیشتر بهش آسیب بزنی تا اینکه کمکی بهش بکنی.»
Mina
۱۴
، هیچ کاری رو که دلت نمی‌خواد انجام نده، یا اجازه نده هیچ‌کس بهت بگه چی‌کار باید بکنی. خودت تصمیم بگیر. هرچی باشه، زندگی خودته.»
mary
۹
«کریسمس می‌آد، ولی سالی یه باره؛ وقتی هم می‌آد شادی می‌آره...»
Mina
۵
«او به طبیعت عشق می‌ورزید و بعد از طبیعت، به هنر.»
zZz
۴
«کاش بازنشستگی زودتر برسه.» خب، حالا رسیده بود، این هم از بازنشستگی. هر زنی همیشه می‌تواند کلی کار برای خودش بتراشد که وقتش را با آنها پر کند.
mary
۳
کل زندگی چیزی نبود جز یک فرصت بزرگ.
mary
۲
بازنشستگی مسئله‌ای جدی بود و باید به دیدهٔ احترام به آن نگاه می‌شد، هرچند تصور اینکه بازنشسته‌شدن چطور چیزی است برای بیشتر پرسنل غیرقابل‌درک بود. بازنشستگی وضعیتی بود که بی‌تردید باید سبک‌سنگینش می‌کردی و برایش آماده می‌شدی‌‌‌‌یا به‌قول آنها درباره‌اش «تحقیق می‌کردی»
mary
۱
چیزی که از وقتی از آنجا بیرون آمده بود همچنان ذهنش را به خودش مشغول کرده بود مسئلهٔ جزئی و بی‌ربطی بود، منظرهٔ یک قوطی نصفه‌بازشدهٔ کنسرو گوشت که هنوز روی سینی ظرف‌شویی بود. همیشه تعجب می‌کرد که زن‌ها، پای بازکردن یک قوطی ساده که وسط می‌آید، چقدر ناتوان و بی‌دست‌وپا هستند.
mary
۱
به‌هرحال، اگر جماعت عبادت‌کنندگانِ آن شب را، آن‌طور که یکی از سطرهای این سرود می‌گفت، «غرقه در گناه و درگیر نزاع» به شمار می‌آورد کمی زیاده‌روی کرده بود. آدم‌ها این روزها طرف‌دار این‌جور حرف‌ها نبودند. شاید برای همین بود که این‌قدر کم به کلیسا می‌آمدند.
zZz
۱
«هر زنی همیشه می‌تونه کلی کار برای خودش بتراشه که وقتش رو باهاشون پر کنه.»
mary
۰
هر تجربهٔ ناراحت‌کننده‌ای نتایج غیرمنتظره‌ای دارد که لزوماً مناسب‌ترین و دلخواه‌ترین نتایج ممکن نیستند
mary
۰
زندگی هنوز هم امکان‌های بالقوهٔ بی‌شماری برای تغییر در خود دارد.
mary
۰
سعی کرد بی هیچ چون‌وچرایی همان نگرش توصیه‌شده درمورد بازنشستگی را اتخاذ کند و به خودش گفت زندگی هنوز پر از فرصت‌های بی‌شمار است.
گلی 🍃
۰
او و خواهرش را عمه‌شان بزرگ کرده بود و بااین‌حال او بود که از تجاری‌سازی آنچه دراصل آیین قدیمی و ملی روز مادر بود به‌شدت انتقاد می‌کرد.
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۰
تماشای آتش زغال‌سنگ، وقتی لازم نیست نگران پولش باشی، همیشه خیلی لذت‌بخش است.
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۰
«هر زنی همیشه می‌تونه کلی کار واسه خودش بتراشه که وقتش رو باهاشون پر کنه. می‌دونین، مثل بازنشسته‌شدن مردها نیست. من می‌تونم به کارهای خونه‌م رسیدگی کنم.»
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۰
این دختر رفتار آزاردهنده‌ای داشت و لازم بود ادب شود، هرچند بدون تردید چیزی که آزاردهنده بود سرزندگی و شور و نشاطش بود، مخصوصاً برای زن پابه‌سن‌گذاشته‌ای که خودش را در مقایسه با او سالخورده‌تر از همیشه می‌دید و آفتاب بی‌رمق بریتانیا او را از ریخت انداخته و پر از چین‌وچروک کرده بود.
zZz
۰
اگر جراح خدا بود، کشیش‌های بیمارستان روحانیون فرستادهٔ او بودند، چند مرتبه‌ای پایین‌تر از انترن‌های بیمارستان.
zZz
۰
جنگ که تمام شد لتی بالای سی سال سن داشت و مارجری دیگر امیدی به ازدواج‌کردنش نداشت. به‌هرحال، خود لتی هم هیچ‌وقت امید چندانی به ازدواج‌کردن نداشت.
فاطمه
۰
زندگی پیردخترهای میان‌سال، کشیش‌ها و مقامات دون‌پایه‌ای را توصیف می‌کند که در گذشته از تبار خانواده‌های محترم و اصیل محسوب می‌شدند. این افراد همیشه در حاشیهٔ اتفاق‌هایی هستند که در جایی دیگر رخ می‌دهد؛ آنها اساساً تماشاگرانی هستند که از زندگی پربارتر دیگران آگاهند، اما به این حقیقت نیز واقف‌اند که خودشان هرگز جایی در آن دنیای پرجنب‌وجوش‌تر و پرشورتر نخواهند داشت. عشق به آنها تعلق ندارد؛ حسرت و آرزو آری، اما عشق نه.
marzieh
۰
خود او لزوماً در آن موقعیت شرکت نمی‌جوید. نقش او این است که دردناک‌بودن ذاتی زندگی را، که آدم‌های درگیر زندگی هرگز نمی‌توانند ببینند،
marzieh
۰
بااین‌حال، خود او انتخاب کرده بود نظاره‌گر باشد تا اینکه بپرد وسط گود. این کار در رمان‌نویسان زیرک، توانا و تیزبینی همچون باربارا پیم چیز نامعمولی نیست: اگر انسان طنز نهفته در موقعیتی را درک کند، خود او لزوماً در آن موقعیت شرکت نمی‌جوید. نقش او این است که دردناک‌بودن ذاتی زندگی را، که آدم‌های درگیر زندگی هرگز نمی‌توانند ببینند، ملاحظه کند و به دیگران نشان بدهد.
marzieh
۰
هم‌نوایی در پاییز شاید به‌یادماندنی‌ترین رمان باربارا پیم باشد، چون غم‌انگیزترین رمان اوست. مضامین رمان پیرشدن و تنهایی و انزوایی است که با بالارفتن سن ممکن است به سراغ آدم بیاید. چهار شخصیت اصلی کتاب در اداره‌ای همکار هستند؛ آنها کار زیادی برای انجام‌دادن ندارند و درواقع بعد از بازنشسته‌شدنشان این اداره عملا به کارش خاتمه خواهد داد. وضعیت مالی‌شان متفاوت است: مارسیا و اِدوین در خانه‌هایی زندگی می‌کنند که از اتاق‌های اجاره‌ای نورمن و لتی بهتر است. علایقشان نیز متفاوت است: ادوین زندگی‌اش را با اعیاد مذهبی کلیسای آنگلوکاتولیک پر می‌کند؛ اما بقیه کارهای نسبتاً  کمتری دارند که وقتشان را پر کند. بااین‌حال، زندگی هر چهار نفرشان روال خودش را دارد و از فضولی‌کردن دیگران در زندگی‌شان بیزارند. مخصوصاً مارسیا که از دست یک مددکار اجتماعی دلسوز کلافه شده است، مددکاری که دلش می‌خواهد او را تشویق کند با دیگران بجوشد و بیشتر رفت‌وآمد داشته باشد.
marzieh
۰
آنچه از تأثیر وضعیت یأس‌آور کتاب می‌کاهد طنز آن است، طنزی که باربارا پیم به‌حق به آن شهره بود. به نظر من آثار او از آثار هر نویسندهٔ دیگری در قرن بیستم، ازجمله بنسون، خنده‌دارتر است. مجموعه رمان‌های مَپ و لوچیای بنسون خیلی خنده‌دارند اما کتاب‌های باربارا پیم عمق روان‌شناختی بیشتری دارند و از همین‌رو بسیار خنده‌دارترند.
marzieh
۰
هم‌نوایی در پاییز ‌ در بین رمان‌های باربارا پیم از این لحاظ اهمیت ویژه‌ای دارد که دربردارندهٔ اظهارنظرهای قابل‌ملاحظهٔ آدم‌ها دربارهٔ تغییرات جامعهٔ بریتانیاست، تغییراتی که بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم آغاز شدند و در دهه‌های شصت و هفتاد شتاب گرفتند. دو مرد و دو زنی که شخصیت‌های اصلی این رمان‌اند هریک به‌طریقی در جایی به آخر خط رسیده‌اند که هرگز فکرش را هم نمی‌کردند. لندن تغییر کرده است؛ ماهیت ملیت انگلیسی متزلزل شده و مهاجرت به انگلستان افزایش یافته است. مخصوصاً لتی این تغییر را بیشتر احساس می‌کند، چون خانواده‌ای خارجی خانه‌ای را که او در آن اتاق اجاره کرده می‌خرد.
marzieh
۰