وقتی عزیزترین کس آدم میره یه بخشی از وجود آدم رو با خودش میبره. یه جایی از وجود آدم برای همیشه خالی میمونه. این جای خالی میشه جای رفت و آمد هزار فکر و خیال، هزار جور حسرت و افسوس. حسرت اینکه چرا وقتی بود خوب تماشاش نکردی، خوب باهاش حرف نزدی، خوب به حرفاش گوش نکردی. یه عزیز وقتی میره، رفتنش هر طور که فکر کنی ناگهانیه، حتی اگه خیلی پیر باشه، حتی اگر مدتها مریض بوده باشه، رفتنش باور نکردنیه چون یه تیکه از وجود تو رو هم با خودش میبره