دکارت معتقد است علت خطا بیشتر در اراده است تا فاهمه. فاهمه انسان متناهی است اما اراده او نامتناهی میباشد و بههمین دلیل ما معمولاً چیزهایی را میخواهیم که ورای حد شناختهای صریح و متمایز ماست و چون در استفاده از اراده، چنین بلند پروازیهایی داریم، شگفت نیست اگر اشتباه کنیم. لذا خطاهای ما از نقصهای نحوة عمل ماست نه از نقص طبیعت ما. از این جهت پیش از تشخیص و درک وضوح و تمایز مفاهیم توسط فاهمه، شتابزده بهصدور حکم میپردازیم.