ناهماهنگ: فرزندانم به من احترام نمیگذارند.
هماهنگ: قصد دارم به فرزندانم بیاموزم به زندگی احترام بگذارند و خودم هم چنین رفتاری با آنها خواهم داشت.
ناهماهنگ: نمیتوانم جلوی این احساسم را بگیرم؛ طبع من همین است. همیشه همینطور بودهام.
هماهنگ: من آفریدهای الهیام و قادرم همانند آفرینندهام بیندیشم. قصد دارم عشق و مهربانی را جایگزین احساسات بیلیاقتی گردانم. تصمیم من بر این است.
موارد هماهنگ انعکاسدهنده ارتباط با جان آفرینش هستند و موارد ناهماهنگ بیانگر مانعی که آنها را برای ناهماهنگ ساختن خود با مشیت الهی ساختهاید.