اما تاریخ به این صورت عمل نمیکنه. تاریخ به آرومی از هم باز میشه و خودش رو نمایان میکنه، درست مثل یه پولیور کهنه. این پولیور کهنه بارها وصله خورده و رفو شده، بارها از نو بافته شده تا به تن افراد مختلف بشینه، گاهی داخل جعبه چپونده شده، مدتها زیر گنجهٔ سانسور خاک خورده و تکهتکه شده تا به عنوان دستمال کهنهٔ پروپا گاندا مورد استفاده قرار بگیره؛ و با تمام اینها، هر بار تونسته به شکل سابق خودش برگرده. تاریخ عادت داره افرادی رو که خیال میکنن در حال تغییر دادنش هستن، تغییر بده. تاریخ همیشه شگردهایی توی آستین نخنمای خودش داره. تاریخ مدت زیادیه که تجربهٔ زندگی داره.