خانم سنگین و باوقار گفت: «فکر کردن که کار آسانی است.»
میس پاکت گفت: «راستی هم چه کاری از آن آسانتر!»
کاربر ۸۹۱۱۷۲۵
۳
وجدان، هنگامی که آدمی را، چه کودک و چه سالمند، متهم میکند چیز بسیار مخوفی است.
مآنا
۱
ترسم به مراتب بیش از آن بود که آنچه را که درست و بر حق میدانستم انجام دهم، همچنان که جرأتم نیز به مراتب کمتر از آن بود که از آنچه نادرست میپنداشتم احتراز جویم.
مآنا
۱
چه کسی میدانست من چه میخواستم؟ و وقتی خودم هم نمیدانستم چگونه میتوانم بگویم؟
مآنا
۱
عزیزم، گمان نمیکنم آدم به صرف اینکه به فکر کسی بوده است حقی نسبت به او پیدا کند.»
مآنا
۱
اغلب با خود فکر کردهام که کمتر کسی به رازداری کودکانی که زیر سلطه ترس و وحشتاند واقف است. مهم نیست که وحشت چقدر نامعقول و بیاساس باشد، وجود خود وحشت کافی است.
مآنا
۰
چه دردناک و تأسفآور است که آدم از خانه و کاشانه خویش شرم داشته باشد. این ناسپاسی ننگبار کیفری بسزا به دنبال خواهد داشت و من به تجربه دریافتهام که از این دردناکتر چیزی نیست