هنوز روزی را که به من گفت: 'منظمتر` از دوروتی هستم بهخاطر دارم. ابتدا احساس فوقالعادهای به من دست داد، اما بعد بهشدت نگران شدم. آیا میتوانستم همیشه منظم بمانم؟ حتی اگر میتوانستم، اگر روزی دوروتی هم منظم میشد، چهکار باید میکردم؟ میدانید در چه وضعیت بدی بودم؟ بهطور یقین مادرم فکر میکرد با این کار مرا تشویق میکند. اما تنها نتیجهٔ این برخورد او، صرفاً تشدید حس رقابت من با خواهرم بود