اما، واقعیت این است که حاکمیت مستقیم مردم، حداقل در جوامع میلیونی امروزی، ناممکن است و چنین حاکمیتی در عمل تبدیل به حکومت یک عده معدود و در بهترین حالت، نمایندگان منتخب مردم میشود. به سخن دیگر، حاکمیت معنایی جز قدرت سیاسی ندارد و قدرت عبارت است از فرماندهی؛ اما همه با هم نمیتوانند فرمان برانند، بنابراین، حاکمیت مردمی توهمی بیش نیست. (ژوونل، ۴۱۸) آنچه در واقعیت اتفاق میافتد این است که همیشه یک عده معدود به نام مردم، حکومت میکنند. مسئله اصلی تحقق بخشیدن به آرمان ناممکن برقراری حاکمیت مردمی «واقعی» نیست، بلکه محدود کردن قدرت حاکمه و نظارت بر آن از طریق نهادهای دموکراتیک است.