مایک با حسرت سرش را تکان داد: «شرم دارم بگویم، اما آنقدر نگران مراعات حال آدمهای اطراف بودم که برای ساکت کردن اِما به تهدید متوسل شدم. با لحنی آرام و آمرانه به او گفتم که اگر از گریه کردن دست نکشد، فردا اجازه ندارد با اسباببازیهایش بازی کند.»
پرسیدم: «تهدیدت مؤثر بود؟»
«نه، حتی باعث شد بلندتر جیغ بکشد. پس به او گفتم اگر بس نکند، فردا نمیرویم به منطقهٔ حفاظت شدهٔ حیوانات که یک هفته انتظارش را میکشید.»
«و؟»
«این باعث شد که بیشتر غیظ کند.»