جملات زیبا از متن کتاب آخرین رز کشمیری | طاقچه
تصویر جلد کتاب آخرین رز کشمیریsubscriptionAvailable

کتاب آخرین رز کشمیری

کاوشگری‌های جو سندی لندز

۴.۰(از ۳ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

 آدم هر چقدر هم ثروتمند باشد نمی‌تواند آن را بخرد و آن هم خلوت و تنهایی است.
کاربر ۸۵۵۳۶۴۰
۳
«به من اصرار مکن که ترک‌ات گویم، یا از تعقیب تو دست بردارم: از آن رو که هر جا تو بروی، من نیز خواهم آمد، و هر جا منزل کنی، من نیز منزل کنم: آدم‌های من، آدم‌های تو و خدای تو هم خدای من است. هر جا که بمیری، من نیز آنجا می‌میرم، و همان جا دفن می‌شوم: پروردگار در حق من چنین می‌کند، و از این بیشتر هم، هر اتفاقی اگر بیفتد، جز آن‌که مرگ من و تو را از هم جدا کند.»
ShabeAbi
۱
کابوس تمام می‌شود و تو با این فکر که دیگر قرار نیست دوباره شروع شود، خودت را آرام می‌کنی. و بعد دوباره شروع می‌شود. و این دفعه بدتر از پیش.
کاربر ۸۵۵۳۶۴۰
۰
خندیدن گاهی وقت‌ها تنها چیزی بود که ما را متعادل و معقول نگه می‌داشت. این رفتار، در آغاز، ناگفتنی‌ها و موضوعات وحشتناک را برایمان به چیزهایی قابل کنترل تبدیل می‌کرد.
کاربر ۸۵۵۳۶۴۰
۰
اگر آدم به تمام شایعات گوش بدهد، آن وقت هرگز نمی‌تواند راه خودش را به سوی هیچ چیزی بیابد
کاربر ۸۵۵۳۶۴۰
۰
زندگانی هستند که باید لحاظشان کرد و آن‌ها برای من از مردگان مهم‌ترند. و شاید حتی مهم‌تر از حقیقت.
ShabeAbi
۰
من خودم هم همین عقیده را دارم. و این حرف همه جا فاش و آشکارا گفته می‌شود که سیاستِ "تفرقه بینداز و حکومت کن" سیاستی است که این حرکت را برای تفرقه‌افکنی میان هندوها و مسلمانان برانگیخته است.
ShabeAbi
۰
"چگونه و چرا را پیدا کن تا چه کسی بر تو معلوم شود"،
ShabeAbi
۰
ما به سپیده‌دمان گذشته تعلق نداریم بلکه از آنِ نیمروزهای آینده‌ایم.
ShabeAbi
۰
«به من اصرار مکن که ترک‌ات گویم، یا از تعقیب تو دست بردارم: از آن رو که هر جا تو بروی، من نیز خواهم آمد، و هر جا منزل کنی، من نیز منزل کنم: آدم‌های من، آدم‌های تو و خدای تو هم خدای من است. هر جا که بمیری، من نیز آنجا می‌میرم، و همان جا دفن می‌شوم: پروردگار در حق من چنین می‌کند، و از این بیشتر هم، هر اتفاقی اگر بیفتد، جز آن‌که مرگ من و تو را از هم جدا کند.»
ShabeAbi
۰
بعد از این‌که مطمئن شد هیچ‌کس تعقیبش نمی‌کند و با این امید که کسی او را ندیده، یواشکی به گورستان برگشت. یک دسته‌گل از رزهای قرمز کوچک در دستش بود. وقتی آن را روی پشتهٔ خاک گور می‌گذاشت، گفت: «آخرین رز کشمیری.»
موج
۰