وقتی که پریکلس، دولتمرد و فرماندهٔ نظامی آتنی در بستر مرگ بود، دوستانی که کنار بستر او گرد آمده بودند، به تصور اینکه او قوهٔ درک خود را از دست داده است، به سوگواری برای ولینعمت خویش پرداختند. و در ثنای او به برشمردن موفقیتها و ویژگیهای برجستهاش، فتوحات و پیروزیهای او، طولانی بودن بیش از حد دوران حکمرانیاش، ونه بار پیروزی او به دشمنان جمهوری پرداختند. قهرمان در حال مرگ، که همهٔ این سخنان را شنیده بود، فریاد برآورد که شما بزرگترین تمجیدها را در حق من فراموش کردید، چنان به پیروزیهای عامیانه، که اقبال در به دست آمدن آنها نقش اصلی را داشته است، چسبیدهاید که در نیافتید بزرگترین پیروزی من این است که هرگز هیچ شهروندی به خاطر کارهایی که من کردهام ماتم نگرفته است