«یادته آخرین عیدی که پیشم بودی برام یه ماهی عید خریدی؟ یادته بهم گفتی اگه آبش رو عوض کنی و غذاش رو بدی هیچیش نمیشه؟ اما اون مرد، از تنهایی مرد! من همیشه حس اون ماهی رو داشتم! حس یه آدم اسیر! دور و برت هیچ حصاری نیست، اما وقتی جایی باشی که بهش تعلق نداری، زندونی هستی!»