همهٔ انسانها یه معما هستن. همهٔ آدمهایی که در خیابان میبینی داستان مخصوص خودشون رو دارن، دلایل مخصوص به خودشون رو دارن و رازهایی دارن. اونها معماهای واقعی هستن.»
n.m90
۱
همیشه میتوانم خیلی راحت حواسم را پرت کنم و در افکارم غرق شوم؛ بهراحتی عوض کردن شبکهٔ تلویزیون. اگر میخواستم برنامهٔ جالبتری تماشا کنم، فقط آن را تصور میکردم. اسمش را گذاشته بودم «سیستم تغییر شبکه».
faeze
۱
«اما... اما نمیخوام کسی صدمه ببینه.»
آه میکشد و برای اولینبار صدایش ناراحت است: «عزیزم، آدمها همیشه صدمه میبینن... زندگی همینه. اما اگه زندگی نکنی... به نظرم خیلی بدتره.»
Fa
۰
«اینکه نشونهٔ ابرقدرتی نیست.»
«فقط میگم اخراج نشدن میتونه نوع مفیدی از ابرقدرتی باشه.»
«اما ابرقدرتها معمولاً نیروهایی دارن مثل نامرئی بودن یا پرواز کردن. اخراج نشدن یه کار عادیه که مردم عادی هم انجام میدن.»
faeze
۰
«آگاتا، تا وقتی که تو هستی هیچچیز عادی نیست. معماهای جدیدی برای حل کردن پیدا میشن.»