جملات زیبا از متن کتاب کاهن معبد جینجا | طاقچه
تصویر جلد کتاب کاهن معبد جینجاsubscriptionAvailable

کتاب کاهن معبد جینجا

داستان سفر ژاپن

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۴۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
وحید یامین پور

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۲
من بدترین تصویر از توریست را از رمانِ بیگانه، اثر آلبر کامو گرفته‌ام؛ آدم‌هایی که فرصت کمی دارند تا خوش‌گذرانی کنند و چون از نظرِ مدیریتِ زمان، فشار روانیِ زیادی را تحمل می‌کنند، همان لحظه‌های به‌ظاهر فراغت، برایشان تبدیل به دورانی شبیه شکنجه می‌شود.
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۲
حرکت کلیِ ژاپن، مثل نسبت سرعت عقربهٔ ثانیه‌شمار به عقربهٔ ساعت‌شمار است؛ کوچک‌ترها می‌چرخند و می‌چرخند تا عقربهٔ بزرگ‌تر ذره‌ای جابه‌جا شود. دست‌آخر هم برای ثبت زمان، کمتر کسی به ثانیه‌شمارها نگاه می‌کند؛ زمان را عقربه‌های بزرگ‌تر نشان می‌دهند!
Zahra sadat
۱
دراین‌باره زیاد نمی‌توانم غُرغُر کنم؛ چون دلم از وضعیت نمونه‌های مشابه ایرانی خون است. اگر کسی بپرسد شکل و قیافهٔ فرودگاه امام‌خمینی تهران چه ارتباطی با نام آن و ایران و اصل انقلاب اسلامی دارد، جوابی نخواهم داشت. تازه من می‌توانم اضافه کنم که علاوه بر فرودگاه، در دانشگاه امام‌خمینی و میدان امام‌خمینی و جاهای دیگری که به نام امام‌خمینی نام‌گذاری شده (حتی حرم امام‌خمینی!) هم مؤلفه‌ای نمی‌بینم که این نام‌گذاری را موجه کند.
غریب آشنا
۱
به هر حال لیبرال‌سرمایه‌داری کارش همین است؛ تهی کردن مفاهیم از معانی و قابلِ معامله کردن و قیمت‌گذاری بر همه‌چیز.
غریب آشنا
۱
ژاپنی‌های امروز انسان‌های بهتری برای چرخهٔ اقتصاد هستند، کارگران کارآمدتری برای تولید ثروت شرکت‌های بزرگ. ولی مطمئن نیستم بر اساس شاخص‌های انسانی و بر اساس شاخصِ «حالِ خوش» هم بهتر شده باشند.
غریب آشنا
۱
سنجاب می‌پرسد: «اگر کار بزرگی برای ژاپنی‌ها از دستت برمی‌آمد، چه می‌کردی؟» می‌گویم: «کار بزرگ؟! هیچ! ولی خواهش می‌کردم هیچ‌گاه چای را با یخ نخورند که انحراف بزرگی است و دهان از طعم گَس تگری آن چروکیده می‌شود و یک درخواست محال و آن اینکه آهسته‌تر راه بروند. با این سرعت زیاد ناگهان زندگی تمام می‌شود، قبل از اینکه واقعاً شروع شده باشد.»
علیرضا
۰
حرف‌های فوجی‌موتو اعتراف بزرگی است. گمان نمی‌کردم این‌قدر زود از لاک خودشان بیرون بیایند و اعتراف کنند که این سکوت از ترس است؛ البته اعتراف به ترس، پاسخ به حساب نمی‌آید، بلکه نوعی عذرتراشی است برای فرار از پاسخ دادن. با این وجود هنوز پرسش‌های بزرگی باقی است. او باید پاسخ می‌داد که آیا اگر اقدام جنایت‌کارانهٔ آمریکا در قتل‌عام مردم هیروشیما و ناکازاکی بی‌پاسخ نمی‌ماند، پس از آن، آمریکا این امکان را پیدا می‌کرد که ده‌ها جنگ دیگر را در ده‌ها کشور دیگر راه بیندازد؟! و این سؤال فلسفیِ مهم که آیا راه جلوگیری کردن از جنگ، تکرار مداوم کلمهٔ «صلح» است؟! و این تکرار ساده‌لوحانه، مگر در تاریخ معاصر ما چیزی جز زمینه‌سازی بیشتر برای جنایت آمریکایی‌ها را در پی داشته است؟!
کاربر ۱۵۰۶۵۸۰
۰
طول مراسم، اصلاً معلوم نمی‌شود حادثهٔ هیروشیما چگونه رخ داده است؛ حتی بعید می‌دانم دانش‌آموزان ژاپنیِ شرکت‌کننده در مراسم هم اصلاً شنیده باشند که بمب چگونه و چرا در شهرشان منفجر شد! در کل مراسم و حتی در موزهٔ صلحی که در همین پارک قرار دارد، حرفی از هواپیماهای آمریکایی زده نمی‌شود. برخوردها طوری است که انگار بمبی خود به خود منفجر شده و صدهاهزار نفر را کشته است؛ انگار خدا این بمب را فرستاده است. مترجم حالی‌ام می‌کند که: «ژاپنی‌ها غالباً معتقدند اگر این بمب نبود، جنگ تمام نمی‌شد، ما ژاپنی‌ها جنگ را تمام نمی‌کردیم، کره را نابود می‌کردیم و خودمان را هم به کشتن می‌دادیم!»
کاربر ۴۶۶۸۳۴۶
۰
تا در ره پیری به چه آیین رَوی ای دل باری به غلط صرف شد ایام شبابت