جملات زیبا از متن کتاب کاهن معبد جینجا | طاقچه
تصویر جلد کتاب کاهن معبد جینجاsubscriptionAvailable

کتاب کاهن معبد جینجا

داستان سفر ژاپن

۴.۲(از ۵۱ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
وحید یامین پور
categoryدسته‌بندی: 
سفرنامه

قیمت:

۱۴۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

حرکت کلیِ ژاپن، مثل نسبت سرعت عقربهٔ ثانیه‌شمار به عقربهٔ ساعت‌شمار است؛ کوچک‌ترها می‌چرخند و می‌چرخند تا عقربهٔ بزرگ‌تر ذره‌ای جابه‌جا شود. دست‌آخر هم برای ثبت زمان، کمتر کسی به ثانیه‌شمارها نگاه می‌کند؛ زمان را عقربه‌های بزرگ‌تر نشان می‌دهند!
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۳
سنجاب می‌پرسد: «اگر کار بزرگی برای ژاپنی‌ها از دستت برمی‌آمد، چه می‌کردی؟» می‌گویم: «کار بزرگ؟! هیچ! ولی خواهش می‌کردم هیچ‌گاه چای را با یخ نخورند که انحراف بزرگی است و دهان از طعم گَس تگری آن چروکیده می‌شود و یک درخواست محال و آن اینکه آهسته‌تر راه بروند. با این سرعت زیاد ناگهان زندگی تمام می‌شود، قبل از اینکه واقعاً شروع شده باشد.»
غریب آشنا
۳
دراین‌باره زیاد نمی‌توانم غُرغُر کنم؛ چون دلم از وضعیت نمونه‌های مشابه ایرانی خون است. اگر کسی بپرسد شکل و قیافهٔ فرودگاه امام‌خمینی تهران چه ارتباطی با نام آن و ایران و اصل انقلاب اسلامی دارد، جوابی نخواهم داشت. تازه من می‌توانم اضافه کنم که علاوه بر فرودگاه، در دانشگاه امام‌خمینی و میدان امام‌خمینی و جاهای دیگری که به نام امام‌خمینی نام‌گذاری شده (حتی حرم امام‌خمینی!) هم مؤلفه‌ای نمی‌بینم که این نام‌گذاری را موجه کند.
Zahra sadat
۲
من بدترین تصویر از توریست را از رمانِ بیگانه، اثر آلبر کامو گرفته‌ام؛ آدم‌هایی که فرصت کمی دارند تا خوش‌گذرانی کنند و چون از نظرِ مدیریتِ زمان، فشار روانیِ زیادی را تحمل می‌کنند، همان لحظه‌های به‌ظاهر فراغت، برایشان تبدیل به دورانی شبیه شکنجه می‌شود.
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۲
به هر حال لیبرال‌سرمایه‌داری کارش همین است؛ تهی کردن مفاهیم از معانی و قابلِ معامله کردن و قیمت‌گذاری بر همه‌چیز.
غریب آشنا
۲
ژاپنی‌های امروز انسان‌های بهتری برای چرخهٔ اقتصاد هستند، کارگران کارآمدتری برای تولید ثروت شرکت‌های بزرگ. ولی مطمئن نیستم بر اساس شاخص‌های انسانی و بر اساس شاخصِ «حالِ خوش» هم بهتر شده باشند.
غریب آشنا
۲
طول مراسم، اصلاً معلوم نمی‌شود حادثهٔ هیروشیما چگونه رخ داده است؛ حتی بعید می‌دانم دانش‌آموزان ژاپنیِ شرکت‌کننده در مراسم هم اصلاً شنیده باشند که بمب چگونه و چرا در شهرشان منفجر شد! در کل مراسم و حتی در موزهٔ صلحی که در همین پارک قرار دارد، حرفی از هواپیماهای آمریکایی زده نمی‌شود. برخوردها طوری است که انگار بمبی خود به خود منفجر شده و صدهاهزار نفر را کشته است؛ انگار خدا این بمب را فرستاده است. مترجم حالی‌ام می‌کند که: «ژاپنی‌ها غالباً معتقدند اگر این بمب نبود، جنگ تمام نمی‌شد، ما ژاپنی‌ها جنگ را تمام نمی‌کردیم، کره را نابود می‌کردیم و خودمان را هم به کشتن می‌دادیم!»
کاربر ۱۵۰۶۵۸۰
۲
یک درخواست محال و آن اینکه آهسته‌تر راه بروند. با این سرعت زیاد ناگهان زندگی تمام می‌شود، قبل از اینکه واقعاً شروع شده باشد.
ساکنِ ماه🌙
۲
بعد از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، پس از آنکه امپراتور هیروهیتو در رادیو رسماً شکست را پذیرفت و پایان حضور ژاپن در جنگ را اعلام کرد، گروه‌هایی از زنان ژاپنی در جزیرهٔ اُکیناوا برای حفظ حیثیت خود و از ترس اسیر شدن به‌دست آمریکایی‌ها دست به خودکشی جمعی زدند. بعدها در این جزیره بنای یادبودی به نام «هیمه یوری» برای این زنان ساخته شد.
محمدرضا جعفری
۲
حرف‌های فوجی‌موتو اعتراف بزرگی است. گمان نمی‌کردم این‌قدر زود از لاک خودشان بیرون بیایند و اعتراف کنند که این سکوت از ترس است؛ البته اعتراف به ترس، پاسخ به حساب نمی‌آید، بلکه نوعی عذرتراشی است برای فرار از پاسخ دادن. با این وجود هنوز پرسش‌های بزرگی باقی است. او باید پاسخ می‌داد که آیا اگر اقدام جنایت‌کارانهٔ آمریکا در قتل‌عام مردم هیروشیما و ناکازاکی بی‌پاسخ نمی‌ماند، پس از آن، آمریکا این امکان را پیدا می‌کرد که ده‌ها جنگ دیگر را در ده‌ها کشور دیگر راه بیندازد؟! و این سؤال فلسفیِ مهم که آیا راه جلوگیری کردن از جنگ، تکرار مداوم کلمهٔ «صلح» است؟! و این تکرار ساده‌لوحانه، مگر در تاریخ معاصر ما چیزی جز زمینه‌سازی بیشتر برای جنایت آمریکایی‌ها را در پی داشته است؟!
علیرضا
۱
تا در ره پیری به چه آیین رَوی ای دل باری به غلط صرف شد ایام شبابت
کاربر ۴۶۶۸۳۴۶
۱
موسیقی درونی اشیا، فقط زمانی به گوش می‌رسند که شما چشم‌هایتان را می‌بندید.
کاکتوس
۱
باید غصّهٔ باارزش‌ترین داشته‌هایمان را بخوریم که به گمان من «عشق» است. عشق هم در این بازار مکّاره از ارج و ارزش افتاده و به کالایی برای هوسرانی بدل شده است. هرزه‌نگاری و عریانی بیش از همه تخیّل را مورد تعرّض قرار داده و فانتزی عاشق‌پیشگی را به سرقت برده. وقتی پلتفرم‌هایی مثل اینستاگرام با تصاویر شفاف و خیره‌کننده، هوس را می‌پروراند، در واقع در حال آتش زدن و نابود کردن تخیّل است.
حدیث بانو
۱
تخیل و اطلاعات نیروهای متضاد هستند و عکس هم عمل می‌کنند. هرچه اطلاعات بصری و هرزه‌نگاری بیشتر می‌شود تخیّلِ عاشقانه آب می‌رود. قابلیت تماشای بدن‌های هوس‌انگیز، انتظارات را افزایش می‌دهد و سرانجام افسردگی تن و خستگی عصبی باقی می‌گذارد. موسیقی درونی اشیا، فقط زمانی به گوش می‌رسند که شما چشم‌هایتان را می‌بندید. باید حکم کرد آنها که بیشتر به چشم‌هایشان هرزه می‌خورانند، کمتر از عشق لذت می‌برند.
حدیث بانو
۱
انسانی که زندگی‌اش را از کارش جدا می‌کند، در لحظه‌های زندگی هم به‌واقع زندگی نمی‌کند!
کاکتوس
۱
تا سال‌ها متهم به استفاده از سلاح‌های شیمیایی بوده‌ایم! مدت‌ها طول کشید که با آشکار شدن ابعاد فجایع انسانی در مناطق عملیاتی و شهرهایی مثل سردشت اوضاع تغییر کند.
ساکنِ ماه🌙
۱
درست زمانی که ما داریم میان گل  و  بلبل از صلح حرف می‌زنیم، در غرب آسیا داعش در حال آتش زدن منطقه است، در میانمار بی‌سابقه‌ترین نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت اتفاق افتاده و در سطح دیپلماسی، کثیف‌ترین تجربهٔ جهانی در تحریم و فشار بر ایران در جریان است.
ساکنِ ماه🌙
۱
وقتی ناو آمریکاییِ وینسنس، در خلیج‌فارس اون جنایت رو مرتکب شد و هواپیمایِ ایرباس ایرانی رو با موشک هدف قرار داد و همهٔ ۲۹۰ سرنشین هواپیما جان باختن و به دریا افتادن، مردم بندرعباس تا یک سال ماهی نمی‌خوردن! اونا می‌گفتن ماهی‌ها بدن عزیزان ما رو خورده‌ان و ما نمی‌تونیم اون‌ها را بخوریم.
ساکنِ ماه🌙
۱
همهٔ تمرکز و توانِ سخنران‌های مراسم روی تکرارِ کلمهٔ پیس و پرهیز دادن دولت‌ها از رفتن به‌سوی جنگ و سلاح‌های اتمی متمرکز شده بود؛ در حالی که اعضای هیئت آمریکایی، کشورِ عامل بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، در ردیف اول مراسم نشسته و پیش از آن به بنای یادبود جان‌باختگان هم گُل اهدا کرده بودند!
ساکنِ ماه🌙
۰
در طول مراسم، اصلاً معلوم نمی‌شود حادثهٔ هیروشیما چگونه رخ داده است؛ حتی بعید می‌دانم دانش‌آموزان ژاپنیِ شرکت‌کننده در مراسم هم اصلاً شنیده باشند که بمب چگونه و چرا در شهرشان منفجر شد! در کل مراسم و حتی در موزهٔ صلحی که در همین پارک قرار دارد، حرفی از هواپیماهای آمریکایی زده نمی‌شود. برخوردها طوری است که انگار بمبی خود به خود منفجر شده و صدهاهزار نفر را کشته است
ساکنِ ماه🌙
۰
اگر یک مرد متأهل ژاپنی هفته‌ای یک بار بتواند توی خانه‌اش غذا بخورد، خیلی خوشبخت است! تا الآن هیچ‌وقت تا این اندازه احساس خوشبختی نکرده بودم.
ساکنِ ماه🌙
۰
با این وجود هنوز پرسش‌های بزرگی باقی است. او باید پاسخ می‌داد که آیا اگر اقدام جنایت‌کارانهٔ آمریکا در قتل‌عام مردم هیروشیما و ناکازاکی بی‌پاسخ نمی‌ماند، پس از آن، آمریکا این امکان را پیدا می‌کرد که ده‌ها جنگ دیگر را در ده‌ها کشور دیگر راه بیندازد؟! و این سؤال فلسفیِ مهم که آیا راه جلوگیری کردن از جنگ، تکرار مداوم کلمهٔ «صلح» است؟! و این تکرار ساده‌لوحانه، مگر در تاریخ معاصر ما چیزی جز زمینه‌سازی بیشتر برای جنایت آمریکایی‌ها را در پی داشته است؟!
محمدرضا جعفری
۰
کارگر ژاپنی روی صندلی شین کان سن خوابش می‌برد. او فرصت کمی برای استراحت دارد. فرصت کمی برای زندگی!
ساکنِ ماه🌙
۰
از گذشته تا امروز، می‌بایست دستِ کم ذره‌ای زندگی ما راحت‌تر از گذشتگان شده باشد. اما آیا واقعاً چنین شده است؟ بگذارید اعتراف کنیم که زندگی ما مملوّ از درد است.
ساکنِ ماه🌙
۰
هرچه تجدد پیش می‌رود رقابت‌ها شدیدتر و زندگی بیش از پیش سخت‌تر می‌گردد... تجدد به معنای بالاتر رفتن سطح عمومی زندگی است نه به معنای التیام نسبی دردهای بشر...
ساکنِ ماه🌙
۰
شباهت خیابان‌ها و خانه‌ها و شهرها، آغاز شباهت انسان‌هاست و این به‌معنای رنگ باختن همهٔ آن میراثی است که طی هزاران سال تکامل، روح و جان انسان‌ها را می‌ساخت. انسان‌ها به هم شبیه می‌شوند، چون «تغییر» می‌کنند و تغییر می‌کنند، چون پایبندی‌شان به آنچه آنها را متفاوت کرده از دست می‌رود.
ساکنِ ماه🌙
۰
در هیچ‌جای تاریخ، زمانی وجود نداشته که سیارهٔ ما تا این حد کوچک شده باشد؛ چنان کوچک که به‌جای تمدن‌هایی با تفاوت‌های بسیار، فقط یک گونهٔ تمدنی باقی بماند و تو حتی از دیدن مردمی در دورترین نقطهٔ سیاره باز هم شگفت‌زده نشوی.
ساکنِ ماه🌙
۰
اما مشهورترین حرفی که دربارهٔ شینتوئیسم می‌گویند این است که میهن‌پرستی و پرستش خدایان -کامی ها- و تجسم خدا در امپراتور را نمی‌توان از این آیین شبه‌دینی جدا کرد. ژاپن سرزمین مقدسی است؛ چون الههٔ خورشید -اماتراسو- نگهبان این سرزمین است و امپراتور هم نوادهٔ او و شایستهٔ پرستش. انصافاً خوانش قدسی و فراانسانیِ ژاپنی‌ها از سیاست و حکومت بسی غلیظ‌تر است از آن خوانش ایرانی که شاه را ظل الله -سایهٔ خدا- می‌دانست.
محمدرضا جعفری
۰
من همان اندازه از ندیدن لوطی‌های تهران افسرده‌ام که از آب رفتن سامورایی‌ها. کسی باید جلوی تاراج سنت و معانی متعالی را بگیرد.
محمدرضا جعفری
۰
می‌خوام چیزی شبیه این رو در ایران برای شما تعریف کنم. وقتی ناو آمریکاییِ وینسنس، در خلیج‌فارس اون جنایت رو مرتکب شد و هواپیمایِ ایرباس ایرانی رو با موشک هدف قرار داد و همهٔ ۲۹۰ سرنشین هواپیما جان باختن و به دریا افتادن، مردم بندرعباس تا یک سال ماهی نمی‌خوردن! اونا می‌گفتن ماهی‌ها بدن عزیزان ما رو خورده‌ان و ما نمی‌تونیم اون‌ها را بخوریم.
مهدی
۰