مردم همه جا از پهلوانی حسن حرف میزدند و از شجاعتش میگفتند. یکی میگفت: «اینکه چیزی نیست، من شنیدم پهلوون حسن با یه مشت هفت تا دیو قلچماق رو کشته!»
یکی میگفت: «اژدهای هفت سر رو چرا نمیگی؟ اون رو هم حسن کشت و مردم رو از شرش راحت کرد.»
ـــ هیولای ارگنجی رو هم اون کشت.
ـــ سگ سهسر رو چرا نمیگی؟
ـــ یأجوج و مأجوج! یأجوج و مأجوج رو هم اون کشته.
ـــ فولادزره دیو رو هم اون کشته...
ـــ تازه پشت پهلوونِ فرنگ رو هم به خاک مالونده. میگن یارو سه متر قد داشته. خلاصه اینطوری شد که از شجاعت حسن داستانها گفتند و شعرها سرودند.