جملات زیبا از متن کتاب جک ریچر (کتاب نهم؛ یک شلیک) | طاقچه
تصویر جلد کتاب جک ریچر (کتاب نهم؛ یک شلیک)

کتاب جک ریچر (کتاب نهم؛ یک شلیک)

نوع کتاببدون نظر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
sedami
۱
هروقت می‌تونی بخواب، چون نمی‌دونی دفعهٔ بعدی کِی می‌خوابی. این قانون قدیمی ارتش بود.
sedami
۰
اصل تاکتیکی استاندارد برای یک تک‌تیرانداز و دیده‌بانش این بود که یک کیلومتر از گردان جدا شوند و سینه‌خیز مستقر شوند.
sedami
۰
ریچر رفت جلو و لگدی به وسط پاهایش زد، ولی با پای چپ. اگر با پای راست می‌زد، تکه‌های لگن یارو از دماغش بیرون می‌زد. یکی از مدرسان سابقش در ارتش گفته بود: قلب رئوف بزرگت یه روزی به کشتنت می‌ده.
sedami
۰
تجربه به ریچر ثابت کرده بود که تعداد جاده‌هایی که در شهر اسم درخت دارند از خود درخت‌ها بیشتر است.
sedami
۰
آسیب مغزی‌ای که به اندازه‌ای شدید باشه که باعث دو روز کما بشه تقریباً همیشه فراموشی به وجود میاره. این اطلاعات سال‌ها پیش محرز شده.
sedami
۰
ترکیب سرعت متوسط و نزدیکی مسافت، زاویهٔ انحراف را تشدید می‌کرد. کار را سخت‌تر می‌کرد. این جزء قوانین ابتدایی استفاده از تفنگ بلند بود. پرنده‌ای که در فاصلهٔ صدمتری در آسمان رد می‌شد هدف راحتی بود. همان پرنده با همان سرعت در فاصلهٔ دو متری جلوی صورتت هدفی غیرممکن بود.
sedami
۰
«هیچ‌وقت موقعی که شاهد لازم داری شاهدی نداری. این از قوانین کلی طبیعته.»
sedami
۰
ریچر گفت: «چهار صبح ساعت موردعلاقهٔ منه. ولی اونا انتظار این رو دارن. ما این رو از اونا یاد گرفتیم. چهار صبح ساعتیه که کا.گ.ب می‌رفته درِ خونه‌ها. حداقلِ مقاومت. یه ارتباطی با چرخهٔ زیستی داره. پس غافلگیرشون می‌کنیم. دو و نیم می‌ریم.»