انسان آفریننده جهانی است که به آن آگاهی دارد و بازنمود آن را درمییابد، میبیند و میشناسد، (نه جهان فینفسه و در خود که در دسترس شناخت ما نیست). بدون آگاهی، این جهان «نمودار» دریافته نمیشود تا هست شود. آگاهی لازمه هستی است. و آگاهی به زمان، شناخت شب و روز و پیوستن به گردش فصلها و سرگذشت ما بر زمین ــ یا بهتر گفته شود «زمانه» ماــ را بازمیسازد و آن کارهای کارستان را به جهان میآورد.