هری در دل به او آفرین میگفت، در حالت تردیدآمیزش، لحن عادی کلامش و چربزبانی محتاطانهاش به هیچوجه زیادهروی نکرده بود. هری در این کار تجربهٔ فراوانی داشت و خودش آنقدر با چربزبانی از زیر زبان افراد بیرغبت حرف بیرون کشیده بود که به خوبی تشخیص میداد چه کسی در این کار استاد است. تشخیص میداد که ریدل با تمام وجود میخواهد این اطلاعات را به دست آورد. شاید هفتهها تلاش کرده بود تا به چنین لحظهای برسد.