خدا، من از این مکث متنفرم، وقتی یه نفر موقع حرفزدن دنبال کلمهای میگرده تا مُردن یه آدم رو تا جایی که ممکنه ساده کنه، مثلاً از کلمههای دیگهای استفاده میکنه که دردناک بودنش رو کمتر نشون بده، مثل آرامید، انگار مردن چیزی مثل خوابیدنه؛ درگذشت یا رخت بربست، که مثل سفر به تعطیلات نشونش بده؛ فوت شد، که تخصصیتره ولی آدم رو یاد تاریخ انقضای روی پاکت شیر میندازه،۲۳ تاریخی که روش مُهر میشه و بعد اون تاریخ میشه شیر ترشیده.