چیزی که دریافتم این بود که آنچه برایمان اتفاق میافتد، چیزی نیست که کیفیت زندگی ما را با شخص دیگر تعیین میکند. واکنش ما در برابر آنچه رخ میدهد کیفیت زندگی ما را با یکدیگر معین میسازد. پی بردم که بیشتر روابط با دشواریهایی یکسان مواجه میشوند. همه روابط خستگی، یکنواختی، مشکلات مالی، دشواری سر و کله زدن با فرزندان، مشکلات با اقوام و خویشان و نومیدیهای عمده زندگی را بطور مشترک داراست. تنها تفاوت این بود که مشکلاتی که امکان داشت در روابط دیگر گسستگی ایجاد کند، آن زوجها را به یکدیگر نزدیکتر میساخت.