قول میدهم اگر روزی کوبی بازنشسته شود، هر داستانی دربارهاش بنویسند در مورد قاتل غریزه است. آن داستانها باید در مورد شکارچی واقعی ورزشی باشند. او به عنوان یک رقیب در هدف خودش قفل میشود و از آن لحظه به بعد هیچ چیز نمیتواند جلویش را بگیرد؛ چیزی نمیبیند، نمیشنود یا احساس نمیکند، جز اشتیاق و میل به پیروزی؛ هیچ چیزی بین او و طعمهاش وجود ندارد. مشتاق پیروزی است. به پیروزی نیاز دارد و مثل یک قاتل سنگدل واقعی آمادهٔ حمله است.