مغز ما از دو استراتژی بسیار متفاوت برای درک موفقیت استفاده میکند. اولین استراتژی، همانی است که کاملاً با آن آشنایی داریم؛ استراتژی آگاهانه. ما دربارۀ چیزی که یاد گرفتهایم فکر میکنیم و در نهایت به یک پاسخ میرسیم. این استراتژی منطقی و قطعی است، اما دستیابی به آن هشتاد کارت طول میکشد. این استراتژی آرام است و به مقدار زیادی اطلاعات نیاز دارد. در این میان، استراتژی دومی نیز وجود دارد که بسیار سریعتر عمل میکند. این استراتژی پس از ده کارت وارد عمل میشود و بسیار هوشمندانه است، چرا که تقریباً بهسرعت مشکل کارتهای قرمز را پیدا میکند؛ اما این ایراد را دارد که -دستکم در ابتدا- عملکرد آن کاملاً زیر سطح آگاهی است. این استراتژی پیامهای خود را از طریق کانالهای غیرمستقیم عجیبی مانند غدد عرق در کف دستها ارسال میکند.