دائم میان کابوسهایم، آن لحظات پر شکنجه را مرور میکردم تا روزی که به خدا برسم. تا روزی که گلایه کنم زن را به جرم خطای حوا به بند مردان کشاندی؟ گناه آدم را برای چیدن یک سیب فقط از زن گرفتی؟ که تا دنیا، دنیاست به خاطر یک اشتباه، به خاطر یک سستارادگی، گوش به فرمان و بردهٔ آفریدهٔ دیگرت شود؟ قرار بود خودت آدمیزاد را تنبیه کنی و درس ایمان و اعتقاد را به خوردش دهی اما چرا نصیب زن، همیشه تهماندهٔ مرحمتها شد؟ چرا دوباره مرد سوار بر مرکب غرور تازاند و عنوان جنسیت برتر را گرفت!