در متون بودایی بخشی دربارۀ خودآگاهی وجود دارد به نام «مراقبۀ نُه قبرستان». در معبدهای بودایی به دانشآموزان دستور میدهند توی محوطۀ قبرستان بالای سر اجساد روبهزوال به مراقبه بنشینند. آنها باید کار را از یک جسد «متورم، کبود و در حال گندیدن» آغاز کنند و در نهایت به جسد «خوردهشده توسط انواعواقسام کرمها» و از آنجا به «اسکلتی بدون گوشت و خون» برسند «که تاندونها آن را کنار هم نگه داشتهاند.» به راهبان میگویند آنقدر به مراقبه ادامه دهند تا آرام شوند و لبخند روی لبانشان ظاهر شود. برای آرپاد و ران توضیح میدهم که هدف از این تکلیف این است که راهبان دربارۀ روند گذرای وجود مادی به آرامش برسند. به حس انزجار و ترس غلبه کنند. یا همچنین چیزی.