جملات زیبا از متن کتاب اضطراب منزلت | طاقچه
تصویر جلد کتاب اضطراب منزلتsubscriptionAvailable

کتاب اضطراب منزلت

۳.۶(از ۳۱ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۲۲۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«طبیعت به من نگفت: "فقیر نباش." این را هم نگفت: "ثروتمند باش." فقط ملتمسانه گفت: "مستقل باش."» شافور، اندرزها (۱۸۵۱)
parisa
۷۰
«بی‌تردید طبقهٔ اشرافی ما عادت کرده مشاغل دولتی را به عنوان اسبابی برای کمک به آدم‌های نزار و آوارهٔ فامیل خود به کار گیرد ـ به عنوان یتیم‌خانه‌ای که در آن هرکسی که توان راه پیدا کردن به مشاغل آزاد را ندارد بتواند با هزینهٔ مردم یک دفتر کاری جزئی برای همیشه از آن خود داشته باشد.»
شقایق جدیدی
۱۹
«بهای سنگینی داده‌ایم تا از اجداد بدوی‌مان پیشی بگیریم و آن بها اضطراب همیشگی است. اضطراب از اینکه هنوز با آدمی که می‌خواهیم باشیم خیلی فاصله داریم.»
Afshin Janani
۱۸
«زمین مملو از آدم‌هایی است که ارزش هم‌صحبتی ندارند.» شوپنهاور می‌پرسد که آیا واقعاً می‌توانیم نظرات چنین آدم‌هایی را جدی بگیریم؟ واقعاً می‌توانیم همچنان اجازه دهیم قضاوت‌هایشان تعیین کند چه آدمی باشیم؟ آیا عاقلانه است که عزت‌نفسمان در گرو عده‌ای ورق‌باز باشد؟ حتی اگر این آدم‌ها به ما احترام بگذارند، این احترام چقدر ارزشمند است؟ یا چنان‌که او می‌پرسد: «آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور می‌شود اگر بداند، به جز یکی دو نفر، همهٔ مخاطبانش ناشنوا هستند؟»
zeynab
۱۰
شاید بتوان گفت توجه دیگران در اصل به این دلیل برایمان مهم است که ذاتاً راجع به ارزش خودمان دچار تردیدیم. در نتیجهٔ این تردید، آنچه دیگران دربارهٔ ما فکر می‌کنند نقش تعیین‌کننده‌ای در نحوهٔ نگرش ما به خودمان ایفا می‌کند.
آیدا
۹
«رها کردن توقعات به اندازهٔ برآوردن آن‌ها آرامش‌بخش است. وقتی هیچ بودن شما در حیطه‌ای خاص با روی باز پذیرفته شود، سبُکی عجیبی در قلبتان حس می‌کنید. چقدر روز خوبی است آن روز که از تلاش برای جوان یا خوش‌اندام بودن دست برداریم. آن روز می‌گوییم: "خدا را شکر! از دست آن تصورات باطل خلاص شدم!" هرچیزی که به خویشتن انسان افزوده شود همان‌قدری که مایهٔ غرور است بار اضافه هم هست.»
fatemeh
۷
کسانی که از جایگاه خودشان مطمئن هستند تحقیر دیگران برایشان سرگرمی محسوب نمی‌شود. پشت غرور و تکبر وحشت نهفته است. وقتی این حس را در دیگران ایجاد می‌کنیم که به اندازهٔ کافی برای ما خوب نیستند، در واقع تحت تأثیر احساس حقارت آزاردهندهٔ خودمان هستیم.
Yashar Mir
۷
برای کسب رضایت از خود نیازی نیست در هر زمینه‌ای موفق شویم. ما هرگز به خاطر شکست‌هایمان سرافکنده نمی‌شویم؛ فقط زمانی سرافکنده می‌شویم که غرور و حس ارزشمندی‌مان را در گروی دستاوردی بگذاریم، و بعد به آن دست پیدا نکنیم
fatemeh
۶
جامعه‌ای که در آن احترام منوط به نمایش اشیای پرزرق‌وبرق بوده. به جای اینکه تاریخ تجمل را داستانی راجع به طمع قلمداد کنیم درست‌تر است که آن را مدرک ترومای عاطفی بدانیم. این میراث کسانی است که تحت فشار تحقیر دیگران احساس کرده‌اند باید چیزی به خود عریانشان اضافه کنند تا نشان دهند که آن‌ها هم دلیلی برای دوست داشته شدن دارند.
Yashar Mir
۴
عشق یعنی حس کنیم در معرض توجه هستیم. به حضورمان توجه می‌شود، ناممان برای کسی مفهوم دارد، دیدگاه‌هایمان شنیده می‌شوند، شکست‌هایمان با گذشت و مدارا روبه‌رو و نیازهایمان برآورده می‌شوند. و تحت چنین مراقبت و توجهی شکوفا می‌شویم.
آیدا
۴
شافور می‌گوید: «گاهی دربارهٔ کسی که تنها زندگی می‌کند می‌گویند از جمع خوشش نمی‌آید. این حرف مثل این است که وقتی کسی مایل نیست شبانه در جنگل بوندی فرانسه راه برود بگوییم قدم زدن را دوست ندارد.»
آیدا
۴
«ذهن بقیهٔ انسان‌ها برای جای دادن شادی حقیقی ما زیادی حقیر است.» شوپنهاور
Zahra Darvishi
۳
افراد استثنایی (مثل سقراط و مسیح) به کنار، ولی ما انسان‌های غیراستثنایی برای اینکه بتوانیم خودمان را بپذیریم به نشانه‌های احترام‌آمیزی از سوی جهان متکی هستیم
آیدا
۳
حال روحی ما ممکن است به این دلیل که همکارمان با بی‌حواسی احوال‌پرسی کرده و تلفن‌هایمان بی‌جواب مانده گرفته شود. و از آن‌طرف، توانایی این را داریم که چون یک نفر ناممان را یادش مانده و برایمان سبد میوه فرستاده حس کنیم زندگی ارزش زیستن دارد.
آیدا
۳
وقتی این حس را در دیگران ایجاد می‌کنیم که به اندازهٔ کافی برای ما خوب نیستند، در واقع تحت تأثیر احساس حقارت آزاردهندهٔ خودمان هستیم.
آیدا
۳
«رها کردن توقعات به اندازهٔ برآوردن آن‌ها آرامش‌بخش است. وقتی هیچ بودن شما در حیطه‌ای خاص با روی باز پذیرفته شود، سبُکی عجیبی در قلبتان حس می‌کنید. چقدر روز خوبی است آن روز که از تلاش برای جوان یا خوش‌اندام بودن دست برداریم. آن روز می‌گوییم: "خدا را شکر! از دست آن تصورات باطل خلاص شدم!" هرچیزی که به خویشتن انسان افزوده شود همان‌قدری که مایهٔ غرور است بار اضافه هم هست.»
Yashar Mir
۲
«بهای سنگینی داده‌ایم تا از اجداد بدوی‌مان پیشی بگیریم و آن بها اضطراب همیشگی است. اضطراب از اینکه هنوز با آدمی که می‌خواهیم باشیم خیلی فاصله داریم
سمانه :)
۲
کسانی که از جایگاه خودشان مطمئن هستند تحقیر دیگران برایشان سرگرمی محسوب نمی‌شود.
توتِ وحشی
۲
آرتور شوپنهاور، نمونهٔ بارز مردم‌گریزی فلسفی، می‌گوید: «وقتی به قدر کافی به ماهیت سطحی و بیهودهٔ افکار دیگران، به کوته‌فکری‌شان، به بی‌اهمیتی احساساتشان، به انحراف باورهایشان و به تعدد خطاهایشان پی ببریم به تدریج نسبت به آنچه در ذهنشان می‌گذرد بی‌اعتنا می‌شویم. آنگاه می‌بینیم که هرکس ارزش بسیاری برای افکار دیگران قائل باشد در واقع دارد زیادی به آن‌ها احترام می‌گذارد.»
f.h.l
۲
«آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور می‌شود اگر بداند، به جز یکی دو نفر، همهٔ مخاطبانش ناشنوا هستند؟»
f.h.l
۲
«می‌توان مطمئن بود که هر تفکر همگانی و هر عقیدهٔ رایجی مزخرف است، چون توانسته نظر اکثریت را جلب کند.»
Guzal
۲
«زمین مملو از آدم‌هایی است که ارزش هم‌صحبتی ندارند.»
Guzal
۲
دیوید هیوم، رساله‌ای دربارهٔ طبیعت آدمی (ادینبرو، ۱۷۹۳): «این بی‌تناسبی بین ما و دیگران نیست که موجب حسادت می‌شود، بلکه برعکس، نزدیکی ماست. سربازی معمولی آن حس حسادتی را که به گروهبان یا سرجوخه‌اش دارد نسبت به ژنرالش ندارد؛ همان‌طور که نویسنده‌ای سرشناس آن حسادتی را که به نویسنده‌هایی که بیشتر احتمال دارد به او نزدیک شوند حس می‌کند، به میرزابنویس‌های پیش‌پاافتادهٔ کارمزدبگیر ندارد. بی‌تناسبی زیاد رابطه را قطع می‌کند. یا ما را از مقایسه کردن خودمان با چیزی که دور از دسترسمان است بر حذر می‌دارد یا تأثیرات مقایسه را کاهش می‌دهد.»
خوشقدم♡
۲
رنج و سختی را می‌توان بدون شکایت تا مدت‌های طولانی تحمل کرد، ولی در صورتی که با تحقیر همراه نباشد.
آیدا
۲
آن‌ها استدلال کرده‌اند که با توجه به ذات انسان، کسانی که در جامعه موفق می‌شوند باهوش‌ترین یا بهترین افراد نیستند، بلکه کسانی هستند که بهتر می‌توانند به ارزش‌های اشتباه مخاطبان خود دامن بزنند.
Zahra Darvishi
۲
شاید بتوان گفت توجه دیگران در اصل به این دلیل برایمان مهم است که ذاتاً راجع به ارزش خودمان دچار تردیدیم. در نتیجهٔ این تردید، آنچه دیگران دربارهٔ ما فکر می‌کنند نقش تعیین‌کننده‌ای در نحوهٔ نگرش ما به خودمان ایفا می‌کند. هویتمان اسیر قضاوت‌های کسانی می‌شود که در میانشان زندگی می‌کنیم.
آیدا
۲
فقدان محبت چه تأثیری بر ما می‌گذارد؟ چرا نادیده گرفته شدن باید ما را به چنان خشم و یأسی برساند که شکنجه در مقایسه با آن آسایش محسوب شود؟ شاید بتوان گفت توجه دیگران در اصل به این دلیل برایمان مهم است که ذاتاً راجع به ارزش خودمان دچار تردیدیم. در نتیجهٔ این تردید، آنچه دیگران دربارهٔ ما فکر می‌کنند نقش تعیین‌کننده‌ای در نحوهٔ نگرش ما به خودمان ایفا می‌کند. هویتمان اسیر قضاوت‌های کسانی می‌شود که در میانشان زندگی می‌کنیم. اگر آن‌ها از شوخی‌هایمان خوششان بیاید، از توانایی‌مان در سرگرم کردن دیگران مطمئن می‌شویم. اگر تحسینمان کنند، احساس شایستگی می‌کنیم. و اگر وقتی وارد جایی می‌شویم نگاهمان نکنند یا اگر بعد از اینکه گفتیم شغلمان چیست قیافه‌شان در هم رود، به خودمان شک می‌کنیم و دچار حس بی‌ارزشی می‌شویم.
سمانه :)
۱
حالت ایده‌آل این است که نفوذناپذیرتر باشیم. اگر مورد بی‌اعتنایی و بی‌توجهی و تمسخر قرار گرفتیم یا تحسین شدیم، قرص و محکم بمانیم. اگر کسی تعریف فریبنده‌ای از ما کرد، بی‌جهت اغفال نشویم و اگر خودمان تحسین منصفانه‌ای از خودمان کردیم و به ارزشمان پی بردیم، اشارهٔ یک نفر دیگر به بی‌اهمیت بودن ما آسیبی به ما وارد نکند. ارزش خودمان را بدانیم. ولی بر خلاف این حالت ایده‌آل، ظاهراً ما مجموعه‌ای از دیدگاه‌های مختلف نسبت به شخصیتمان درون خود داریم. هم گواه باهوش بودن درون خود داریم و هم گواه احمق بودن، هم شوخ‌طبع بودن و هم کسل‌کننده بودن، هم مهم بودن و هم زیادی بودن. و در چنین شرایط پرنوسانی، معمولاً این رویکرد جامعه است که اهمیت ما را تعیین می‌کند.
سمانه :)
۱
وقتی توقعمان کم باشد با کم هم خوشحال می‌شویم. و وقتی یاد گرفته باشیم همه‌چیز را بخواهیم، هرچه هم داشته باشیم باز احساس بدبختی می‌کنیم.
توتِ وحشی
۱
ثروت مطلق نیست، بلکه نسبی است و به میل و خواست ما بستگی دارد. هروقت چیزی را طلب کنیم که نمی‌توانیم به دستش بیاوریم، فقیرتر می‌شویم حتی اگر دارایی‌های زیادی داشته باشیم. و هر زمان از چیزی که داریم احساس رضایت کنیم، ثروتمند محسوب می‌شویم، در صورتی که ممکن است در حقیقت دارایی زیادی نداشته باشیم.
f.h.l
۱