تأکید کنم که در مسیر این پژوهش بهندرت با یافتههای تازه مواجه شدم. تاریخنگاران صهیونیست و اسرائیلی کمابیش تمام اینها را پیشتر یافته بودند. با این تفاوت که به برخی مؤلفهها توجه کافی نشده بود، برخی را بهعمد نادیده انگاشته و برخی نیز «فراموش» شده بودند چون با اقتضائات هویت ملی در حال تکامل جور نبودند. جالب اینجاست که بیشتر اطلاعات ذکرشده در این کتاب در محافل محدود پژوهشهای حرفهای همیشه شناختهشده بودند، اما در عرصهٔ عمومی و حافظهٔ آموزشی همواره مغفول واقع میشدند. وظیفهٔ من این بود که این اطلاعات تاریخی را در مسیری جدید سازماندهی کنم، گردوغبار اسناد قدیمی را کنار بزنم و آنها را بهطور مداوم موردبررسی مجدد قرار دهم. نتیجه این بود که به روایتی کاملاً متفاوت با آنچه پیش از این به من آموخته بودند دست یافتم.