جملات زیبا از متن کتاب در باب طبیعت انسان | طاقچه
تصویر جلد کتاب در باب طبیعت انسان

کتاب در باب طبیعت انسان

۳.۲(از ۱۷ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر مرکز

قیمت:

۱۰۴,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
آدمیان شتاب‌زده عاشق می‌شوند، ولی سر فرصت کینه می‌ورزند.
شهاب‌الدین آدینه عراقی
۱۷
هیچ حیوانی دیگر حیوانات را صرفاً به هدف عذاب دادن شکنجه نمی‌کند، ولی انسان می‌کند، و همین است که وجه شیطانی شخصیت او را که خیلی بدتر از وجه صرفاً حیوانی اوست تشکیل می‌دهد.
زینب آذرگشب
۱۵
بسیار ضروری است که انسان از همان ابتدای زندگی آگاه شود که دارد در بالماسکه به سر می‌برد. زیرا در غیر این صورت بسیاری چیزها وجود خواهد داشت که وی قادر به درک و تحملشان نخواهد بود، و حتی کاملاً از آن‌ها به حیرت می‌افتد، و عذابی می‌کشد آن که قلبش از گل بهتری سرشته است.
زینب آذرگشب
۱۱
حتی بهترین و شریف‌ترین شخصیت نیز گاهی ما را با بروز نشانه‌های پراکنده‌ای از رذالت شگفت‌زده می‌کند؛ و گویی می‌خواسته خویشاوندی‌اش با نوع بشر را تأیید کند، نوعی که می‌توان در آن مقداری خباثت ــ و حتی بی‌رحمی ــ نیز یافت. زیرا دقیقاً به‌واسطهٔ همین شرارت در او، و این اصل بد، بوده که او ضرورتاً یک انسان شده است. و به همین سبب جهان به‌طور کلی آن چیزی است که آینهٔ شفاف من از آن نشان داده است. اما علی‌رغم همهٔ این مطالب، تفاوت میان یک انسان و انسان دیگر بی‌نهایت زیاد است، و بسیاری افراد با دیدن شخصی دیگر به آن صورتی که واقعاً هست به وحشت می‌افتند
زینب آذرگشب
۸
برای موجودی چون انسان که اراده‌اش معصیت‌آمیز است و عقلش محدود و جسمش بس ضعیف و استهلاک‌پذیر، مفهوم کرامت فقط به معنایی کنایی قابل استفاده است. چه افتخاری است انسان را، که بستن نطفه‌اش معصیت است و تولدش مجازات، و زندگی‌اش رنج و مرگش ضرورت!
احسان رضاپور
۸
شخصی که کم‌هوش است به‌احتمال قوی خیانت و خباثت و شرارت از خود نشان می‌دهد؛ درحالی‌که شخص باهوش می‌داند چطور این کیفیات را پنهان کند. از سوی دیگر، سیاهی دل اغلب باعث می‌شود که فرد حقایقی را که عقلش کاملاً قادر به درکشان است نبیند.
Reyhaneh Mansouri
۵
ولتر کاملاً حق داشت که می‌گفت هدف از جنگ صرفاً دزدی است.
Reyhaneh Mansouri
۴
مسئلهٔ حق حاکمیت مردم نهایتاً مشابه این مسئله است که آیا کسی می‌تواند بر خلاف ارادهٔ مردم حقی اصیل برای حاکمیت بر آن‌ها داشته باشد. من متوجه نمی‌شوم که چطور می‌توان به‌نحو معقولی به این گزاره باور داشت. باید تصدیق کرد که قدرت از آن مردم است؛ اما این قدرتی است که همواره صغیر است. این قدرت باید محافظان دائمی داشته باشد، و هرگز نمی‌تواند بدون ایجاد خطراتی که هیچ‌کس نمی‌تواند عاقبت‌شان را پیش‌بینی کند حقوق خود را اعمال کند؛ به‌ویژه این‌که همچون همهٔ صغیرها، بسیار مستعد این است که آلت دست شیادان توطئه‌گری شود که در قالب آنچه عوام‌فریب نامیده می‌شود ظاهر می‌شوند.
یاقوت
۳
ولی شجاعت را می‌توان آمادگی مواجهه با خطراتی که تهدید آنی هستند، برای اجتناب از خطرات بزرگ‌تری که در آینده پیش می‌آیند، تعریف کرد؛ در حالی که جبونی عکس این است. اما این آمادگی از همان جنس بردباری است، زیرا صبر عبارت است از آگاهی روشن از شرهایی بزرگ‌تر از شرهای فعلی، و آگاهی از این‌که هرگونه تلاش شدید برای گریز از خطرات پیش روی ما یا گرفتن حالت دفاعی در برابر آن‌ها ممکن است خطرات دیگری را برای ما پیش بیاورد. پس شجاعت نوعی بردباری است؛ و چون این بردباری است که ما را قادر می‌سازد امساک و خویشتن‌داری پیشه کنیم، شجاعت، با واسطهٔ بردباری، دست‌کم شبیه فضیلت است.
Reyhaneh Mansouri
۳
مسئلهٔ سیاستمداران این است که طوری زور را در جانب حق قرار دهند که حق بتواند با آن حکم‌فرما شود.
Reyhaneh Mansouri
۳
زندگی صرفاً آیینه‌ای است که انسان به آن خیره می‌شود؛ نه برای این‌که بتواند عکس خود را در آن ببیند، بلکه برای این‌که بتواند با تأمل خودش را بفهمد؛ و بتواند بفهمد که آنچه آیینه نشان می‌دهد چیست.
sajad
۳
ولی شجاعت را می‌توان آمادگی مواجهه با خطراتی که تهدید آنی هستند، برای اجتناب از خطرات بزرگ‌تری که در آینده پیش می‌آیند، تعریف کرد؛ در حالی که جبونی عکس این است. اما این آمادگی از همان جنس بردباری است، زیرا صبر عبارت است از آگاهی روشن از شرهایی بزرگ‌تر از شرهای فعلی، و آگاهی از این‌که هرگونه تلاش شدید برای گریز از خطرات پیش روی ما یا گرفتن حالت دفاعی در برابر آن‌ها ممکن است خطرات دیگری را برای ما پیش بیاورد. پس شجاعت نوعی بردباری است؛ و چون این بردباری است که ما را قادر می‌سازد امساک و خویشتن‌داری پیشه کنیم، شجاعت، با واسطهٔ بردباری، دست‌کم شبیه فضیلت است.
Reyhaneh Mansouri
۲
در هر انسانی، پیش و بیش از هر چیز، یک خودخواهی عظیم وجود دارد که، چنان که زندگی روزمره در مقیاس کوچک و هر برگ تاریخ در مقیاس بزرگ نشان می‌دهد، مرزهای راستی و عدالت را با بیشترین آزادی در هم می‌شکند.
Reyhaneh Mansouri
۲
هنگامی که با انسانی مواجه می‌شوی، فرقی نمی‌کند که باشد، سعی نکن براساس ارزش و کرامتش ارزیابی عینی از او به عمل آوری. به بدطینتی، یا کوته‌بینی و افکار منحرفش نگاه نکن؛ زیرا آن یک به‌راحتی می‌تواند تو را به‌سوی تنفر از وی بکشاند و این یک به‌سوی تحقیر وی. در عوض، توجه‌ات را فقط معطوف رنج‌ها و نیازها و نگرانی‌ها و دردهایش کن. آن‌گاه همواره با وی احساس خویشاوندی خواهی کرد؛ با او همدرد خواهی شد؛ و به‌جای تنفر یا تحقیر، شفقتی را تجربه خواهی کرد که همان صلح و آرامشی است که انجیل ما را به‌سویش فرا می‌خواند. راه فروخوردن نفرت و تحقیر به‌هیچ‌وجه جستن به‌اصطلاح «کرامت» انسان نیست بلکه، برعکس، نگریستن به او به‌سان موجودی قابل ترحم است.
احسان رضاپور
۱
شاه مجبور است همواره از هوش دیگران استفاده کند. او که می‌بیند مصالح شخص خودش با مصالح کشورش سخت گره خورده و از آن‌ها تفکیک‌ناپذیر است و با آن‌ها یکی است، طبعاً به بهترین افراد ارجحیت می‌دهد، چون آن‌ها سودمندترین ابزارهای او هستند، و او به آن‌ها عنایت خواهد داشت ــ یعنی به‌محض این‌که آن‌ها را یافت؛ که این هم، اگر جست‌وجوی صادقانه‌ای صورت بگیرد، کار چندان مشکلی نیست.
Reyhaneh Mansouri
۱
حسد دیوار میان تو و من را قطورتر و استوارتر می‌سازد، شفقت آن را نازک و شفاف می‌کند، و حتی گاهی دیوار را یک‌سره از میان برمی‌دارد، و آن‌گاه تمایز میان خود و غیرخود از بین می‌رود.
sajad
۱
همه‌جا یک نفر شاه است، و در بیشتر موارد مقام او موروثی است. او، به‌اصطلاح، تجسم و نمایندهٔ کل ملتی است که در او به فردیت می‌رسد. از این جهت وی به حق می‌تواند بگوید: کشور یعنی من دقیقاً به همین سبب است که در نمایشنامه‌های تاریخی شکسپیر شاهان انگلستان و فرانسه متقابلاً یکدیگر را فرانسه و انگلستان خطاب می‌کنند و دوک اتریش با نام کشورش شناخته می‌شود. گویی شاهان خود را تجسم ملیت‌های خود می‌دانستند. این‌همه با طبیعت بشری جور درمی‌آید؛ و به همین علت پادشاه موروثی نمی‌تواند سعادت خود و خاندانش را از سعادت کشورش تفکیک کند
sajad
۱
ما با کاری که انجام می‌دهیم می‌فهمیم چه هستیم، و با رنجی که می‌بریم می‌فهمیم سزاوار چه هستیم.
sajad
۱
شخصیت مزخرف بیشتر انسان‌ها عدهٔ اندکی را که برتری یا نبوغی دارند مجبور می‌کند جوری رفتار کنند که گویی قدر و ارزش خود را نمی‌دانند، و در نتیجه به بی‌ارزشی دیگران پی نمی‌برند؛ زیرا تودهٔ عوام فقط به این شرط راضی می‌شوند برتری ایشان را تحمل کنند. این ضرورت فضیلتی را پدید آورده، و این فضیلت فروتنی نام گرفته. فروتنی صرفاً ریاکاری است، و باید آن را بخشید صرفاً چون دیگر مردم به‌قدری حقیرند که باید با آن‌ها با اغماض برخورد کرد.
sajad
۱
آنچه را بر خود نمی‌پسندی بر دیگران نیز مپسند. احتمالاً این یکی از آن استدلال‌هایی است که بیش از اندازه اثبات، یا مطالبه، می‌کنند؛ چون زندانی هم می‌تواند همین را به قاضی بگوید.
sajad
۱
حتی بهترین و شریف‌ترین شخصیت نیز گاهی ما را با بروز نشانه‌های پراکنده‌ای از رذالت شگفت‌زده می‌کند؛ و گویی می‌خواسته خویشاوندی‌اش با نوع بشر را تأیید کند، نوعی که می‌توان در آن مقداری خباثت ــ و حتی بی‌رحمی ــ نیز یافت. زیرا دقیقاً به‌واسطهٔ همین شرارت در او، و این اصل بد، بوده که او ضرورتاً یک انسان شده است. و به همین سبب جهان به‌طور کلی آن چیزی است که آینهٔ شفاف من از آن نشان داده است.
Reyhaneh Mansouri
۰
فقط تاجران‌اند که از این حیث طبقه‌ای صادق را تشکیل می‌دهند. تاجران یگانه افرادی هستند که آنچه هستند را از خود به نمایش می‌گذارند؛ و لذا بدون نقاب تردد می‌کنند، و در نتیجه در ردهٔ دون‌پایگان قرار می‌گیرند.
Reyhaneh Mansouri
۰
بسیار ضروری است که انسان از همان ابتدای زندگی آگاه شود که دارد در بالماسکه به سر می‌برد. زیرا در غیر این صورت بسیاری چیزها وجود خواهد داشت که وی قادر به درک و تحملشان نخواهد بود، و حتی کاملاً از آن‌ها به حیرت می‌افتد، و عذابی می‌کشد آن که قلبش از گل بهتری سرشته است.
Reyhaneh Mansouri
۰
انسان در نهایت یک وحشی و دیوی هولناک است. ما این را صرفاً با اهلی کردن و مهار کردن او که تمدن نامیده می‌شود فهمیده‌ایم
Reyhaneh Mansouri
۰
این شهوت ارادهٔ حیات است، که هرچه بیشتر و بیشتر به تلخی آلام مداوم هستی آلوده می‌شود و می‌کوشد با شکنجه دادن دیگران عذاب خود را کم کند.
Reyhaneh Mansouri
۰
و اگر در انسان خشم وجود نداشته باشد و مراقب نباشد، این ترس نیز می‌تواند حتی یک مرد را تبدیل به‌وسیلهٔ بازی و اسباب‌خندهٔ کودکان کند.
Reyhaneh Mansouri
۰
ما حسادت را فقط به‌صورت معلول علتی که آن را ایجاد می‌کند احساس می‌کنیم. به همین سبب هم هست که حسادت، با این‌که احساسی قابل سرزنش است، ولی عذری هم دارد، و در کل کیفیتی بسیار انسانی است؛ درحالی‌که لذت از موذیگری شیطانی است، و ریشخندهایش خنده‌های دوزخی‌اند.
Reyhaneh Mansouri
۰
برای خودآگاهی یا غرور ما هیچ‌چیز لذت‌بخش‌تر از این نیست که ببینیم شخص حسود تقلا می‌کند حسادتش را پنهان کند و دست به توطئه‌چینی بزند؛ اما هرگز نباید از یاد برد آن‌جا که حسادت وجود دارد نفرت هم در کار است، و باید مراقب بود که از میان اشخاص حسود دوستی اشتباه انتخاب نکرد. بنابراین مهم است که برای امنیت‌مان حسادت را تشخیص دهیم؛ و انسان باید یاد بگیرد که نیرنگ‌های حسودان را کشف کند، چون حسادت همه‌جا یافت می‌شود و همواره هم ناشناخته است؛ یا همان‌طور که گفتم، مانند وزغی زهردار در گوشه‌های تاریک پنهان می‌شود.
Reyhaneh Mansouri
۰
حسادت نه سزاوار ترحم است و نه سزاوار دلسوزی؛ و از آن‌جا که هرگز نمی‌توانیم آن را از بین ببریم این باید قاعدهٔ رفتارمان باشد که بتوانیم با خوش‌قلبی آن را تحقیر کنیم، و از آن‌جا که خوشبختی و فیروزی ما خاری است در چشم حسود، باید از رنج و عذاب او خوشحال شویم: «حسد هرگز آشتی نمی‌کند/ پس تو آسوده به ریش‌اش می‌خندی/ تو خوش‌بختی‌ات، سربلندی‌ات، خار چشم اوست/ گویی که نمک بر زخمش می‌پاشی».
Reyhaneh Mansouri
۰
به‌راحتی می توان فهمید که فیلسوف‌نماهایی که با عبارات پرآب‌وتاب نشان می‌دهند دولت هدف عالیه و گل سرسبد هستی انسان است چقدر کودن و احمق‌اند. چنین دیدگاهی یعنی تقدیس ابتذال.
Reyhaneh Mansouri
۰