بهترین کار سکوت بود. مثل سایهای بیکلام از اینطرف به آنطرف رفتن. بهترین مکان کتابخانه بود. کتابها بدون صدا با آدم حرف میزنند، و قانون کتابخانه این است که باید سکوت کنی. چشم باشی و گوش باشی و زبان نه، صدا نه. پناهگاه خوبی بود. کتاب و شعر و سکوت اطراف، و محو شدن. هرچه بود بهتر از دیدهشدن و مسخرهشدن بود.