زمانی که پس از چهار سال تحصیل در کارتاژ به زادگاهش بازگشت، تغییراتی که در زندگی خصوصی و در دنیای فکریاش صورت گرفته بود، موجب ناخشنودی مادرش شد. مونیکا میتوانست حضور معشوقه و آن چیز دیگری بود. قلب مادر از این نااهلی پسر جریحهدار شد و این ناخشنودی را کتمان هم نمیکرد.